cursorily

[ایالات متحده]/ˈkɜːsərɪli/
[بریتانیا]/ˈkɜr.sɚ.ɪ.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت سطحی یا شتابزده; بدون توجه به جزئیات

عبارات و ترکیب‌ها

read cursorily

خواندن اجمالی

glance cursorily

نگاه کردن اجمالی

review cursorily

بررسی اجمالی

examine cursorily

بررسی اجمالی

scan cursorily

اسکن اجمالی

look cursorily

نگاه کردن اجمالی

check cursorily

بررسی اجمالی

browse cursorily

مرور اجمالی

summarize cursorily

خلاصه کردن اجمالی

analyze cursorily

تجزیه و تحلیل اجمالی

جملات نمونه

she cursorily glanced at the report before the meeting.

او به سرعت نگاهی به گزارش قبل از جلسه انداخت.

the teacher cursorily reviewed the homework assignments.

معلم به سرعت تکالیف را بررسی کرد.

he cursorily read the article and missed important details.

او مقاله را به سرعت خواند و جزئیات مهم را از دست داد.

the manager cursorily approved the budget without much thought.

مدیر بدون فکر کردن بودجه را به سرعت تایید کرد.

they cursorily discussed the project before deciding.

آنها قبل از تصمیم گیری پروژه را به سرعت مورد بحث قرار دادند.

she cursorily skimmed through the emails.

او به سرعت ایمیل ها را مرور کرد.

the article was cursorily edited before publication.

مقاله قبل از انتشار به سرعت ویرایش شد.

he cursorily examined the evidence presented in court.

او مدارک ارائه شده در دادگاه را به سرعت بررسی کرد.

they cursorily looked over the contract before signing.

آنها قبل از امضا قرارداد را به سرعت بررسی کردند.

she cursorily mentioned the issue during the discussion.

او در طول بحث این موضوع را به طور گذرا ذکر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید