cushier

[ایالات متحده]/ˈkʌʃ.ɪər/
[بریتانیا]/ˈkʌʃ.iː.ər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آسان‌تر یا راحت‌تر از حد معمول

عبارات و ترکیب‌ها

cushier job

فرصت راحت

cushier seat

صندلی راحت

cushier bed

تخت راحت

cushier life

زندگی راحت

cushier couch

مبل راحت

cushier chair

صندلی راحت

cushier pillow

بالش راحت

cushier shoes

کفش راحت

cushier mat

تشک راحت

cushier surface

سطح راحت

جملات نمونه

the new sofa is much cushier than the old one.

مبل جدید بسیار نرم‌تر از مبل قدیمی است.

i prefer cushier beds for a better night's sleep.

من ترجیح می‌دهم تشک‌های نرم‌تری برای داشتن یک شب خواب راحت داشته باشم.

these cushions make the chairs feel much cushier.

این بالش‌ها باعث می‌شوند صندلی‌ها بسیار نرم‌تر به نظر برسند.

the hotel offers cushier pillows for guests.

هتل بالش‌های نرم‌تری برای مهمانان ارائه می‌دهد.

she likes her shoes to be cushier for long walks.

او دوست دارد کفش‌هایش برای پیاده‌روی‌های طولانی نرم‌تر باشند.

after the renovation, the office chairs are much cushier.

پس از بازسازی، صندلی‌های اداری بسیار نرم‌تر هستند.

he added a cushier mattress to his bed.

او یک تشک نرم‌تر به تخت خود اضافه کرد.

they designed the new car seats to be cushier.

آنها صندلی‌های جدید خودرو را به گونه‌ای طراحی کردند که نرم‌تر باشند.

for the winter, i bought a cushier blanket.

برای زمستان، من یک پتو نرم‌تر خریدم.

the new office furniture is cushier and more ergonomic.

وسایل اداری جدید نرم‌تر و ارگونومیک‌تر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید