softer

[ایالات متحده]/[ˈsɒftə]/
[بریتانیا]/[ˈsɒftər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمتر سخت؛ نه به اندازه کافی محکم؛ ملایم‌تر یا آرام‌تر
adv. تا حد کمتری؛ کمتر شدید

عبارات و ترکیب‌ها

softer light

نور ملایم‌تر

softer tone

لحن ملایم‌تر

softer approach

رویکرد ملایم‌تر

softer colors

رنگ‌های ملایم‌تر

softer voice

صدای ملایم‌تر

softer music

موسیقی ملایم‌تر

softer ground

زمین ملایم‌تر

softer fabric

پارچه ملایم‌تر

softer edges

لبه‌های ملایم‌تر

softer stance

موضع ملایم‌تر

جملات نمونه

the lighting was softer, creating a more relaxing atmosphere.

نورپردازی ملایم‌تر بود و فضایی آرامش‌بخش ایجاد می‌کرد.

she has a softer approach to managing her team, encouraging collaboration.

او رویکرد ملایم‌تری در مدیریت تیم خود دارد و همکاری را تشویق می‌کند.

the fabric felt softer against my skin than the previous one.

پارچه روی پوست من نرم‌تر از پارچه قبلی بود.

he adopted a softer tone when discussing the sensitive topic.

او هنگام بحث در مورد موضوع حساس، لحنی ملایم‌تر اتخاذ کرد.

the music was softer, perfect for a quiet evening at home.

موسیقی ملایم بود، مناسب یک شب آرام در خانه.

the company's policies have become softer over the years.

خط مشی‌های شرکت در طول سال‌ها ملایم‌تر شده‌اند.

the edges of the sculpture were intentionally made softer.

لبه‌های مجسمه عمداً نرم‌تر ساخته شده بودند.

the news was delivered in a softer, more empathetic way.

این خبر به روشی ملایم‌تر و همدلانه منتقل شد.

the colors in the painting were softer and more muted.

رنگ‌های نقاشی ملایم‌تر و خنثی‌تر بودند.

he gave a softer smile than usual, hinting at a secret.

او لبخندی نرم‌تر از همیشه زد و به راز دلالت کرد.

the government's stance on the issue has become softer.

موضع دولت در مورد این موضوع ملایم‌تر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید