cushitic

[ایالات متحده]/ˈkʊʃɪtɪk/
[بریتانیا]/ˈkʊʃɪtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به خانواده زبان کوشیت
n. خانواده زبان کوشیت (بخشی از خانواده زبان‌های افرو-آسیایی); زبان‌های کوشیت

عبارات و ترکیب‌ها

cushitic languages

زبان‌های کوشیتی

cushitic tribes

قبایل کوشیتی

cushitic speakers

سخنوران کوشیتی

cushitic culture

فرهنگ کوشیتی

cushitic heritage

میراث کوشیتی

cushitic origins

ریشه‌های کوشیتی

cushitic peoples

قوم‌های کوشیتی

cushitic regions

مناطق کوشیتی

cushitic dialects

لهجه‌های کوشیتی

cushitic roots

ریشه‌های کوشیتی

جملات نمونه

the cushitic languages are spoken in the horn of africa.

زبان‌های کوشیتی در شاخ آفریقا صحبت می‌شوند.

cushitic tribes have a rich cultural heritage.

قبایل کوشیتی دارای میراث فرهنگی غنی هستند.

many cushitic people rely on pastoralism for their livelihood.

بسیاری از مردم کوشیتی برای کسب روزی خود به کوچ نشینی متکی هستند.

research on cushitic languages is essential for understanding human migration.

تحقیقات در مورد زبان‌های کوشیتی برای درک مهاجرت انسان ضروری است.

cushitic speakers have unique traditions and customs.

سخنرانان کوشیتی دارای سنت‌ها و آداب و رسوم منحصر به فردی هستند.

the cushitic region is known for its diverse wildlife.

منطقه کوشیتی به دلیل حیات وحش متنوعش شناخته شده است.

there are several dialects within the cushitic language family.

چندین گویش در خانواده زبان‌های کوشیتی وجود دارد.

cushitic communities often engage in trade with neighboring groups.

جامعه‌های کوشیتی اغلب در تجارت با گروه‌های همسایه مشارکت می‌کنند.

the study of cushitic languages can reveal historical connections.

مطالعه زبان‌های کوشیتی می‌تواند ارتباطات تاریخی را آشکار کند.

cushitic peoples have adapted to various environmental conditions.

مردم کوشیتی با شرایط محیطی مختلف سازگار شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید