cuspidors

[ایالات متحده]/ˈkʌspɪdɔːz/
[بریتانیا]/ˈkʌspɪdɔrz/

ترجمه

n. ظرفی برای بزاق یا بلغم

عبارات و ترکیب‌ها

clean cuspidors

پاک‌کن‌های تمیز

empty cuspidors

پاک‌کن‌های خالی

broken cuspidors

پاک‌کن‌های شکسته

new cuspidors

پاک‌کن‌های جدید

metal cuspidors

پاک‌کن‌های فلزی

plastic cuspidors

پاک‌کن‌های پلاستیکی

traditional cuspidors

پاک‌کن‌های سنتی

ceramic cuspidors

پاک‌کن‌های سرامیکی

disposable cuspidors

پاک‌کن‌های یکبارمصرف

hospital cuspidors

پاک‌کن‌های بیمارستانی

جملات نمونه

many public places used to have cuspidors for spitting.

بسیاری از مکان‌های عمومی زمانی محل‌های تفریح برای تف کردن داشتند.

in the 19th century, cuspidors were common in homes.

در قرن نوزدهم، محل‌های تفریح در خانه‌ها رایج بودند.

some cuspidors were made of fine porcelain.

برخی از محل‌های تفریح از سرامیک خوب ساخته شده بودند.

people often placed cuspidors in waiting rooms.

افراد اغلب محل‌های تفریح را در اتاق‌های انتظار قرار می‌دادند.

during the victorian era, cuspidors were a status symbol.

در دوران ویکتوریایی، محل‌های تفریح نماد وضعیت بودند.

modern hygiene standards have made cuspidors obsolete.

استانداردهای بهداشتی مدرن محل‌های تفریح را منسوخ کرده‌اند.

some antique shops sell decorative cuspidors.

برخی از فروشگاه‌های عتیقه، محل‌های تفریح تزئینی می‌فروشند.

in some cultures, using cuspidors was considered polite.

در برخی فرهنگ‌ها، استفاده از محل‌های تفریح مودبانه تلقی می‌شد.

he was surprised to find cuspidors in the historical museum.

او از دیدن محل‌های تفریح در موزه تاریخی تعجب کرد.

during the tour, the guide explained the use of cuspidors.

در طول تور، راهنما نحوه استفاده از محل‌های تفریح را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید