clean cuspidors
پاککنهای تمیز
empty cuspidors
پاککنهای خالی
broken cuspidors
پاککنهای شکسته
new cuspidors
پاککنهای جدید
metal cuspidors
پاککنهای فلزی
plastic cuspidors
پاککنهای پلاستیکی
traditional cuspidors
پاککنهای سنتی
ceramic cuspidors
پاککنهای سرامیکی
disposable cuspidors
پاککنهای یکبارمصرف
hospital cuspidors
پاککنهای بیمارستانی
many public places used to have cuspidors for spitting.
بسیاری از مکانهای عمومی زمانی محلهای تفریح برای تف کردن داشتند.
in the 19th century, cuspidors were common in homes.
در قرن نوزدهم، محلهای تفریح در خانهها رایج بودند.
some cuspidors were made of fine porcelain.
برخی از محلهای تفریح از سرامیک خوب ساخته شده بودند.
people often placed cuspidors in waiting rooms.
افراد اغلب محلهای تفریح را در اتاقهای انتظار قرار میدادند.
during the victorian era, cuspidors were a status symbol.
در دوران ویکتوریایی، محلهای تفریح نماد وضعیت بودند.
modern hygiene standards have made cuspidors obsolete.
استانداردهای بهداشتی مدرن محلهای تفریح را منسوخ کردهاند.
some antique shops sell decorative cuspidors.
برخی از فروشگاههای عتیقه، محلهای تفریح تزئینی میفروشند.
in some cultures, using cuspidors was considered polite.
در برخی فرهنگها، استفاده از محلهای تفریح مودبانه تلقی میشد.
he was surprised to find cuspidors in the historical museum.
او از دیدن محلهای تفریح در موزه تاریخی تعجب کرد.
during the tour, the guide explained the use of cuspidors.
در طول تور، راهنما نحوه استفاده از محلهای تفریح را توضیح داد.
clean cuspidors
پاککنهای تمیز
empty cuspidors
پاککنهای خالی
broken cuspidors
پاککنهای شکسته
new cuspidors
پاککنهای جدید
metal cuspidors
پاککنهای فلزی
plastic cuspidors
پاککنهای پلاستیکی
traditional cuspidors
پاککنهای سنتی
ceramic cuspidors
پاککنهای سرامیکی
disposable cuspidors
پاککنهای یکبارمصرف
hospital cuspidors
پاککنهای بیمارستانی
many public places used to have cuspidors for spitting.
بسیاری از مکانهای عمومی زمانی محلهای تفریح برای تف کردن داشتند.
in the 19th century, cuspidors were common in homes.
در قرن نوزدهم، محلهای تفریح در خانهها رایج بودند.
some cuspidors were made of fine porcelain.
برخی از محلهای تفریح از سرامیک خوب ساخته شده بودند.
people often placed cuspidors in waiting rooms.
افراد اغلب محلهای تفریح را در اتاقهای انتظار قرار میدادند.
during the victorian era, cuspidors were a status symbol.
در دوران ویکتوریایی، محلهای تفریح نماد وضعیت بودند.
modern hygiene standards have made cuspidors obsolete.
استانداردهای بهداشتی مدرن محلهای تفریح را منسوخ کردهاند.
some antique shops sell decorative cuspidors.
برخی از فروشگاههای عتیقه، محلهای تفریح تزئینی میفروشند.
in some cultures, using cuspidors was considered polite.
در برخی فرهنگها، استفاده از محلهای تفریح مودبانه تلقی میشد.
he was surprised to find cuspidors in the historical museum.
او از دیدن محلهای تفریح در موزه تاریخی تعجب کرد.
during the tour, the guide explained the use of cuspidors.
در طول تور، راهنما نحوه استفاده از محلهای تفریح را توضیح داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید