upper cuspid
سپیدان فوقانی
lower cuspid
سپیدان تحتانی
cuspid tooth
دندان سپیدان
cuspid angle
زاویه سپیدان
cuspid eruption
جرم سپیدان
cuspid position
موقعیت سپیدان
cuspid classification
طبقه بندی سپیدان
cuspid arch
تاج سپیدان
cuspid alignment
تراز سپیدان
cuspid restoration
ترمیم سپیدان
the cuspid tooth is essential for tearing food.
دندان پیشین برای پاره کردن غذا ضروری است.
she had a cavity in her cuspid that needed filling.
او یک پوسیدگی در دندان پیشین خود داشت که نیاز به پر کردن داشت.
the dentist examined my cuspid during the check-up.
دندانپزشک دندان پیشین من را در طول معاینه بررسی کرد.
brushing your cuspid is important for dental health.
مسواک زدن دندان پیشین برای سلامت دندان مهم است.
she felt pain in her upper cuspid last night.
او شب گذشته در دندان پیشین بالایی خود احساس درد کرد.
his cuspid was misaligned, causing discomfort.
دندان پیشین او نامرتب بود و باعث ناراحتی می شد.
the orthodontist recommended braces to correct the cuspid position.
ارتدانت لیست توصیه کرد که از براکت برای اصلاح موقعیت دندان پیشین استفاده شود.
she has a beautiful smile, especially because of her cuspid.
او لبخند زیبایی دارد، به خصوص به دلیل دندان پیشینش.
he chipped his cuspid while playing sports.
او در حین انجام ورزش دندان پیشین خود را شکست.
regular dental visits help maintain healthy cuspids.
بازدیدهای منظم دندانپزشکی به حفظ سلامت دندان های پیشین کمک می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید