cybercrimes

[ایالات متحده]/ˈsaɪbərkraɪmz/
[بریتانیا]/ˈsaɪbərkraɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت‌های جنایی انجام شده به وسیله کامپیوتر یا اینترنت

عبارات و ترکیب‌ها

cybercrime investigation

پژوهش جرم‌های کیберی

prevent cybercrime

جلوگیری از جرم‌های کیберی

fight cybercrime

مبارزه با جرم‌های کیберی

cybercrime prevention

پیشگیری از جرم‌های کیберی

cybercrime unit

واحد جرم‌های کیберی

report cybercrimes

گزارش دادن جرم‌های کیберی

cybercrime laws

قوانین جرم‌های کیберی

cybercrime victim

ضحیه جرم‌های کیберی

cybercrime charges

تکالیف جرم‌های کیберی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید