cyclothymias

[ایالات متحده]/ˌsaɪkləʊˈθaɪmɪəz/
[بریتانیا]/ˌsaɪkloʊˈθaɪmiəz/

ترجمه

n. اختلال خلقی که با دوره‌های متناوب افسردگی خفیف و هیپومانیا مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

cyclothymias disorder

اختلال دو قطبی خفیف

manage cyclothymias

مدیریت دو قطبی خفیف

cyclothymias symptoms

علائم دو قطبی خفیف

diagnose cyclothymias

تشخیص دو قطبی خفیف

cyclothymias treatment

درمان دو قطبی خفیف

understand cyclothymias

درک دو قطبی خفیف

cyclothymias prevalence

شیوع دو قطبی خفیف

cyclothymias causes

علت های دو قطبی خفیف

identify cyclothymias

تشخیص دو قطبی خفیف

cyclothymias management

مدیریت دو قطبی خفیف

جملات نمونه

cyclothymias can affect a person's daily life.

سیکلوسیمی می‌تواند بر زندگی روزمره یک فرد تأثیر بگذارد.

people with cyclothymias often experience mood swings.

افرادی که دچار سیکلوسیمی هستند اغلب دچار نوسانات خلقی می‌شوند.

understanding cyclothymias is important for mental health professionals.

درک سیکلوسیمی برای متخصصان بهداشت روان مهم است.

therapy can help manage the symptoms of cyclothymias.

درمان می‌تواند به مدیریت علائم سیکلوسیمی کمک کند.

many people are unaware they have cyclothymias.

بسیاری از افراد نمی‌دانند که دچار سیکلوسیمی هستند.

cyclothymias can be mistaken for other mood disorders.

سیکلوسیمی ممکن است با سایر اختلالات خلقی اشتباه گرفته شود.

identifying cyclothymias early can lead to better outcomes.

تشخیص زودهنگام سیکلوسیمی می‌تواند منجر به نتایج بهتری شود.

support groups can be beneficial for those with cyclothymias.

گروه‌های حمایتی می‌توانند برای کسانی که دچار سیکلوسیمی هستند مفید باشند.

medication may be prescribed to treat cyclothymias.

دارو ممکن است برای درمان سیکلوسیمی تجویز شود.

living with cyclothymias requires understanding and patience.

زندگی با سیکلوسیمی نیاز به درک و صبر دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید