cylixes

[ایالات متحده]/ˈsɪlɪkəs/
[بریتانیا]/ˈsɪlɪkəs/

ترجمه

n. فنجان کم عمق یونانی باستان

عبارات و ترکیب‌ها

ancient cylixes

جام‌های باستانی

decorative cylixes

جام‌های تزئینی

ceremonial cylixes

جام‌های مراسمی

golden cylixes

جام‌های طلایی

ceramic cylixes

جام‌های سرامیکی

ornate cylixes

جام‌های مزین

small cylixes

جام‌های کوچک

glass cylixes

جام‌های شیشه‌ای

vintage cylixes

جام‌های قدیمی

rare cylixes

جام‌های کمیاب

جملات نمونه

the ancient greeks often used cylixes during their ceremonies.

باستان‌گرهای یونان باستان اغلب از سیلیکس‌ها در طول آیین‌های خود استفاده می‌کردند.

she admired the intricate designs on the cylixes.

او طراحی‌های پیچیده روی سیلیکس‌ها را تحسین کرد.

in archaeology, cylixes are valuable artifacts.

در باستان‌شناسی، سیلیکس‌ها مصنوعات ارزشمندی هستند.

he collected various cylixes from different cultures.

او سیلیکس‌های مختلفی از فرهنگ‌های مختلف جمع‌آوری کرد.

cylixes were often made of clay or metal.

سیلیکس‌ها اغلب از جنس خاک رس یا فلز ساخته می‌شدند.

during the feast, they filled the cylixes with wine.

در طول جشن، آنها سیلیکس‌ها را با شراب پر کردند.

the museum displayed a collection of ancient cylixes.

موزه مجموعه‌ای از سیلیکس‌های باستانی را به نمایش گذاشت.

artists often painted scenes on the surface of cylixes.

هنرمندان اغلب صحنه‌هایی را روی سطح سیلیکس‌ها نقاشی می‌کردند.

some cylixes featured mythological figures.

برخی از سیلیکس‌ها دارای چهره‌های اساطیری بودند.

using cylixes in rituals symbolizes abundance.

استفاده از سیلیکس‌ها در آیین‌ها نمادی از فراوانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید