cups

[ایالات متحده]/[kʌps]/
[بریتانیا]/[kʌps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف، معمولاً گرد، برای نوشیدن؛ یک جام یا جایزه، به ویژه در ورزش؛ مقدار کمی از یک مایع، به خصوص قهوه یا چای
v. چیزی را در یک فنجان قرار دادن؛ نگه داشتن یا داشتن در یک فنجان

عبارات و ترکیب‌ها

cups of tea

Persian_translation

drinking cups

Persian_translation

cups and saucers

Persian_translation

filled cups

Persian_translation

cups of coffee

Persian_translation

two cups

Persian_translation

cups online

Persian_translation

cups stacked

Persian_translation

cups broken

Persian_translation

cups measure

Persian_translation

جملات نمونه

we need to buy new coffee cups for the office.

ما باید فنجان‌های قهوه جدید برای دفتر تهیه کنیم.

she carefully washed the delicate porcelain cups.

او به دقت فنجان‌های چینی ظریف را شست.

the cafe offered a wide variety of tea cups.

کافه انواع مختلف فنجان‌های چای را ارائه می‌داد.

he stacked the paper cups neatly on the table.

او به طور مرتب فنجان‌های کاغذی را روی میز قرار داد.

they filled the cups with hot chocolate and marshmallows.

آنها فنجان‌ها را با شکلات داغ و marshmallows پر کردند.

the bartender polished the beer cups until they sparkled.

بارتندر فنجان‌های آبجو را تا زمانی که درخشیدند، صیقل داد.

she arranged colorful paper cups for the party decorations.

او فنجان‌های کاغذی رنگارنگ را برای تزئینات مهمانی مرتب کرد.

the store had a sale on ceramic cups and mugs.

فروشگاه در حال فروش فنجان‌ها و ماگ‌های سرامیکی بود.

he raised his cups to toast the happy couple.

او فنجان‌هایش را برای نوشیدنش به سمت زوج خوشبخت بلند کرد.

the children used plastic cups to build a tower.

کودکان از فنجان‌های پلاستیکی برای ساختن یک برج استفاده کردند.

we collected empty cups for recycling.

ما فنجان‌های خالی را برای بازیافت جمع‌آوری کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید