cymograph

[ایالات متحده]/ˈsɪməˌgrɑːf/
[بریتانیا]/ˈsɪməˌgræf/

ترجمه

n. وسیله‌ای برای ضبط شکل موج‌ها؛ دستگاهی برای ضبط الگوهای موج؛ یک ابزار ضبط چرخشی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cymograph reading

خواندن سایمOGRAF

cymograph design

طراحی سایمOGRAF

cymograph model

مدل سایمOGRAF

cymograph function

عملکرد سایمOGRAF

cymograph analysis

تجزیه و تحلیل سایمOGRAF

cymograph calibration

کالیبراسیون سایمOGRAF

cymograph output

خروجی سایمOGRAF

cymograph usage

استفاده از سایمOGRAF

cymograph application

کاربرد سایمOGRAF

cymograph features

ویژگی‌های سایمOGRAF

جملات نمونه

the cymograph was used to record the vibrations of the earth.

سیموگراف برای ثبت ارتعشات زمین استفاده شد.

scientists developed a new cymograph to measure sound waves.

دانشمندان یک سیموگراف جدید برای اندازه گیری امواج صوتی توسعه دادند.

the cymograph helps in understanding seismic activity.

سیموگراف به درک فعالیت‌های لرزه‌ای کمک می‌کند.

using a cymograph, researchers can analyze wave patterns.

با استفاده از سیموگراف، محققان می‌توانند الگوهای موج را تجزیه و تحلیل کنند.

the accuracy of the cymograph is crucial for geological studies.

دقت سیموگراف برای مطالعات زمین شناسی بسیار مهم است.

we need to calibrate the cymograph before the experiment.

ما باید سیموگراف را قبل از آزمایش کالیبره کنیم.

the cymograph's data revealed unexpected results.

اطلاعات سیموگراف نتایج غیرمنتظره‌ای را نشان داد.

engineers designed a portable cymograph for fieldwork.

مهندسان یک سیموگراف قابل حمل برای تحقیقات میدانی طراحی کردند.

the cymograph recorded the frequency of the sound waves.

سیموگراف فرکانس امواج صوتی را ثبت کرد.

by analyzing cymograph readings, we can predict earthquakes.

با تجزیه و تحلیل داده‌های سیموگراف، می‌توانیم زلزله‌ها را پیش‌بینی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید