seismograph

[ایالات متحده]/ˈsaɪzməˌɡræf/
[بریتانیا]/ˈsaɪzməˌɡræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که جزئیات زلزله‌ها را اندازه‌گیری و ثبت می‌کند؛ دستگاهی که برای شناسایی و ثبت فعالیت‌های لرزه‌ای استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

seismograph readings

خواندن‌های سه‌نگاشت

seismograph data

اطلاعات سه‌نگاشت

seismograph station

ایستگاه سه‌نگاشت

seismograph calibration

کالیبراسیون سه‌نگاشت

seismograph network

شبکه سه‌نگاشت

seismograph analysis

تجزیه و تحلیل سه‌نگاشت

seismograph installation

نصب سه‌نگاشت

seismograph monitoring

نظارت بر سه‌نگاشت

seismograph technology

فناوری سه‌نگاشت

جملات نمونه

the seismograph detected a minor tremor last night.

سیسموگراف یک لرزه خفیف را شب گذشته تشخیص داد.

scientists use a seismograph to measure earthquake intensity.

دانشمندان از یک لرزه‌نگار برای اندازه‌گیری شدت زلزله استفاده می‌کنند.

the readings from the seismograph were analyzed by experts.

خواندن‌های لرزه‌نگار توسط متخصصان تجزیه و تحلیل شد.

a seismograph can help predict potential earthquakes.

یک لرزه‌نگار می‌تواند به پیش‌بینی زلزله‌های احتمالی کمک کند.

we installed a new seismograph in the research facility.

ما یک لرزه‌نگار جدید در مرکز تحقیقات نصب کردیم.

the seismograph recorded the largest quake in decades.

لرزه‌نگار بزرگترین زلزله در دهه‌ها را ثبت کرد.

data from the seismograph is crucial for earthquake research.

اطلاعات لرزه‌نگار برای تحقیقات زلزله حیاتی است.

engineers rely on seismograph data for building safety.

مهندسان برای ایمنی ساختمان به داده‌های لرزه‌نگار متکی هستند.

the university has a state-of-the-art seismograph.

دانشگاه دارای یک لرزه‌نگار مدرن است.

seismographs are essential tools in geology.

لرزه‌نگارها ابزارهای ضروری در زمین‌شناسی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید