cypres

[ایالات متحده]/ˈsaɪprəs/
[بریتانیا]/ˈsaɪprəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چسب سطحی (نام تجاری)

عبارات و ترکیب‌ها

cypress tree

درخت سرو

cypress wood

چوب سرو

cypress swamp

حراگاه سرو

cypress forest

جنگل سرو

cypress oil

روغن سرو

cypress mulch

مالچ سرو

cypress knees

زانوهای سرو

cypress garden

باغ سرو

cypress hedge

پرچین سرو

cypress bark

کره درخت سرو

جملات نمونه

the cypress trees lined the pathway beautifully.

درختان سرو مسیر را به زیبایی تزئین کرده بودند.

we planted cypress in our garden for privacy.

ما برای حفظ حریم خصوصی درختان سرو را در باغ خود کاشتیم.

cypress wood is known for its durability.

چوب سرو به دلیل دوامش شناخته شده است.

the cypress swamp is home to diverse wildlife.

تالاب سرو زیستگاه حیات وحش متنوعی است.

she admired the tall cypress trees in the park.

او درختان سرو بلند در پارک را تحسین کرد.

cypress essential oil is used in aromatherapy.

روغن اسانس سرو در آتروپیا درمانی استفاده می شود.

the ancient cypress tree is a local landmark.

درخت سرو باستانی یک نقطه عطف محلی است.

cypress forests play a crucial role in the ecosystem.

جنگل‌های سرو نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

we enjoyed a peaceful walk among the cypress trees.

ما از یک پیاده‌روی آرام در میان درختان سرو لذت بردیم.

the artist painted a stunning landscape of cypress groves.

هنرمند یک منظره خیره کننده از درختچه‌های سرو را به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید