cystolith

[ایالات متحده]/ˈsɪstəˌlɪθ/
[بریتانیا]/ˈsɪstəˌlɪθ/

ترجمه

n. سنگ در مثانه; توده کلسified در مثانه ادراری; ساختار شبیه به استالاگمیت
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

cystolith removal

جدا کردن سنگ مثانه

cystolith treatment

درمان سنگ مثانه

cystolith diagnosis

تشخیص سنگ مثانه

cystolith formation

تشکیل سنگ مثانه

cystolith symptoms

علائم سنگ مثانه

cystolith size

اندازه سنگ مثانه

cystolith complications

عوارض سنگ مثانه

cystolith ultrasound

سونوگرافی سنگ مثانه

cystolith analysis

تجزیه و تحلیل سنگ مثانه

cystolith prevention

جلوگیری از سنگ مثانه

جملات نمونه

he was diagnosed with a cystolith last week.

او هفته گذشته به وجود یک سیستولیتیتش تشخیص داده شد.

cystoliths can cause severe pain during urination.

سیستولیتیت‌ها می‌توانند باعث درد شدید هنگام ادرار شدن شوند.

the doctor recommended surgery to remove the cystolith.

پزشک جراحی برای برداشتن سیستولیتیت را توصیه کرد.

drinking plenty of water can help prevent cystolith formation.

نوشیدن مقدار زیادی آب می‌تواند به جلوگیری از تشکیل سیستولیتیت کمک کند.

symptoms of a cystolith include frequent urination and discomfort.

علائم سیستولیتیت شامل تکرر ادرار و ناراحتی است.

she underwent a procedure to break down the cystolith.

او تحت روشی برای شکستن سیستولیتیت قرار گرفت.

it is important to follow up after cystolith treatment.

مهم است که پس از درمان سیستولیتیت پیگیری شود.

cystoliths can vary in size and composition.

سیستولیتیت‌ها می‌توانند در اندازه و ترکیب متفاوت باشند.

some patients may require multiple treatments for cystoliths.

برخی از بیماران ممکن است به درمان‌های متعدد برای سیستولیتیت نیاز داشته باشند.

dietary changes can help reduce the risk of cystoliths.

تغییرات رژیمی می‌تواند به کاهش خطر سیستولیتیت کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید