cystoparalyses

[ایالات متحده]/ˌsɪstəʊpəˈræləsiːz/
[بریتانیا]/ˌsɪstoʊpəˈræləsiːz/

ترجمه

n. جمع cystoparalysis؛ پارالیزی مثانه.

عبارات و ترکیب‌ها

cystoparalysis

پارالیز مثانه ای

the cystoparalyses

پارالیز مثانه ای ها

severe cystoparalyses

پارالیز مثانه ای شدید

cystoparalysis patient

بیمار پارالیز مثانه ای

treating cystoparalysis

درمان پارالیز مثانه ای

جملات نمونه

the patient was diagnosed with cystoparalyses following the spinal injury.

بیمار پس از آسیب نervی شانه، با سیستوپارالیز تشخیص داده شد.

cystoparalyses often occurs as a complication of multiple sclerosis.

سیستوپارالیز معمولاً به عنوان یک عارضه از مالتیپل اسکلروز رخ می دهد.

treatment for cystoparalyses includes catheterization and medication.

درمان سیستوپارالیز شامل کاتتریزاسیون و دارویی است.

he developed cystoparalyses after the accident.

او پس از حادثه سیستوپارالیز را توسعه داد.

the symptoms of cystoparalyses include urinary retention.

علائم سیستوپارالیز شامل ادرار گرفتگی است.

cystoparalyses can result from nerve damage.

سیستوپارالیز می تواند از آسیب نrvی ناشی شود.

patients with cystoparalyses require long-term care.

بیماران مبتلا به سیستوپارالیز نیاز به مراقبت دراز مدت دارند.

early intervention is crucial in managing cystoparalyses.

مداخله زودهنگام در مدیریت سیستوپارالیز ضروری است.

the doctor explained the risks of cystoparalyses.

دکتر خطرات سیستوپارالیز را توضیح داد.

chronic cystoparalyses may require surgical intervention.

سیستوپارالیز مزمن ممکن است نیاز به مداخله جراحی داشته باشد.

research on cystoparalyses continues to advance.

پژوهش ها در مورد سیستوپارالیز به پیشرفت خود ادامه می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید