dacryocysts

[ایالات متحده]/ˈdeɪkrɪəʊsɪsts/
[بریتانیا]/ˈdeɪkriəˌsɪsts/

ترجمه

n. ساختارهای آناتومیک که اشک‌ها را جمع‌آوری می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

blocked dacryocysts

د کرویست‌های مسدود شده

inflamed dacryocysts

د کرویست‌های ملتهب

surgical dacryocysts

د کرویست‌های جراحی

dacryocysts drainage

دفع کرویست‌ها

dacryocysts infection

عفونت کرویست‌ها

dacryocysts treatment

درمان کرویست‌ها

dacryocysts anatomy

آناتومی کرویست‌ها

dacryocysts surgery

جراحی کرویست‌ها

dacryocysts evaluation

ارزیابی کرویست‌ها

dacryocysts abnormalities

ناهنجاری‌های کرویست‌ها

جملات نمونه

dacryocysts can become blocked and cause discomfort.

کیست‌های داکری می‌توانند مسدود شده و باعث ناراحتی شوند.

infections in dacryocysts may require medical intervention.

عفونت‌های کیست‌های داکری ممکن است نیاز به مداخله پزشکی داشته باشند.

dacryocysts are essential for tear drainage.

کیست‌های داکری برای تخلیه اشک ضروری هستند.

some patients experience swelling around the dacryocysts.

برخی از بیماران دچار تورم در اطراف کیست‌های داکری می‌شوند.

understanding the anatomy of dacryocysts is important for eye care.

درک آناتومی کیست‌های داکری برای مراقبت از چشم مهم است.

surgeons may perform procedures on the dacryocysts.

جراحان ممکن است روی کیست‌های داکری اقداماتی انجام دهند.

chronic issues with dacryocysts can lead to persistent tearing.

مشکلات مزمن با کیست‌های داکری می‌تواند منجر به اشک‌ریزی مداوم شود.

diagnosis of dacryocyst problems often involves imaging studies.

تشخیص مشکلات داکری اغلب شامل مطالعات تصویربرداری می‌شود.

patients with dacryocystitis may require antibiotics.

بیماران مبتلا به داکریوسیتیت ممکن است به آنتی‌بیوتیک نیاز داشته باشند.

proper hygiene can help prevent infections in dacryocysts.

بهداشت مناسب می‌تواند به جلوگیری از عفونت در کیست‌های داکری کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید