dads

[ایالات متحده]/dædz/
[بریتانیا]/dædz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع پدر \nabbr. دی‌آلیل دی‌سولفید; پس از حذف

عبارات و ترکیب‌ها

cool dads

پدران خفن

funny dads

پدران خنده‌دار

busy dads

پدران پرمشغله

new dads

پدران جدید

great dads

پدران عالی

hands-on dads

پدران فعال

single dads

پدران مجرد

loving dads

پدران مهربان

supportive dads

پدران حامی

proud dads

پدران افتخارآمیز

جملات نمونه

dads often take their kids to the park.

پدرها اغلب بچه‌های خود را به پارک می‌برند.

many dads enjoy cooking on weekends.

بسیاری از پدرها از آشپزی آخر هفته لذت می‌برند.

dads play a crucial role in their children's lives.

پدرها نقش مهمی در زندگی فرزندانشان ایفا می‌کنند.

some dads prefer to stay home with the kids.

برخی از پدرها ترجیح می‌دهند با بچه‌ها در خانه بمانند.

dads often help with homework after school.

پدرها اغلب بعد از مدرسه در انجام تکالیف کمک می‌کنند.

many dads enjoy playing sports with their children.

بسیاری از پدرها از بازی کردن ورزش با فرزندانشان لذت می‌برند.

dads can be great storytellers at bedtime.

پدرها می‌توانند در هنگام خواب تعریف‌کننده داستان‌های خوبی باشند.

some dads are skilled at fixing things around the house.

برخی از پدرها در تعمیر وسایل خانه مهارت دارند.

dads often teach their kids valuable life lessons.

پدرها اغلب درس‌های زندگی ارزشمند به فرزندان خود آموزش می‌دهند.

dads love to share their hobbies with their children.

پدرها عاشق به اشتراک گذاشتن سرگرمی‌های خود با فرزندانشان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید