dahi

[ایالات متحده]/ˈdɑːhi/
[بریتانیا]/ˈdɑːhi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماست تخمیری تهیه شده از شیر

عبارات و ترکیب‌ها

dahi bhalla

دھی بهالا

dahi rice

برنج دھی

dahi curry

کاري دھی

dahi puri

پوری دھی

dahi ke dahi

دھی که دھی

dahi salad

سالاد دھی

dahi chicken

مرغ دھی

dahi ladoo

لادو دھی

dahi bhindi

بیندای دھی

dahi vada

وادای دھی

جملات نمونه

she decided to make dahi for the party.

او تصمیم گرفت برای مهمانی دوحی درست کند.

dahi is a popular ingredient in indian cuisine.

دوحی یک ماده محبوب در آشپزی هندی است.

we enjoyed dahi with our spicy curry.

ما از خوردن دوحی با کاری تندمان لذت بردیم.

he prefers dahi over regular yogurt.

او ترجیح می دهد دوحی را نسبت به ماست معمولی.

dahi can be used to make delicious smoothies.

می توان از دوحی برای تهیه اسموتی های خوشمزه استفاده کرد.

adding dahi to the salad enhances its flavor.

اضافه کردن دوحی به سالاد طعم آن را افزایش می دهد.

she served dahi as a side dish with the meal.

او دوحی را به عنوان غذای جانبی با غذا سرو کرد.

dahi works well as a marinade for meats.

دوحی به خوبی به عنوان یک طعم دهنده برای گوشت عمل می کند.

he likes to eat dahi with fruits for breakfast.

او دوست دارد برای صبحانه دوحی با میوه بخورد.

dahi is often used in traditional indian desserts.

دوحی اغلب در دسرهای سنتی هندی استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید