probiotic

[ایالات متحده]/ˌprəʊbaɪˈɒtɪk/
[بریتانیا]/ˌproʊbaɪˈɑːtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا اشاره به میکروارگانیسم‌های زنده که مزایای بهداشتی برای میزبان فراهم می‌کنند
n. میکروارگانیسمی که به بدن وارد می‌شود به خاطر خواص مفیدش

عبارات و ترکیب‌ها

probiotic yogurt

ماست پروبیوتیک

probiotic supplement

مکمل پروبیوتیک

probiotic drink

نوشیدنی پروبیوتیک

probiotic food

غذاي پروبيوتيك

probiotic capsule

کپسول پروبیوتیک

probiotic formula

فرمول پروبیوتیک

probiotic strain

نوع پروبیوتیک

probiotic bacteria

باکتری پروبیوتیک

probiotic blend

تركيب پروبيوتيك

probiotic effect

اثر پروبیوتیک

جملات نمونه

probiotic supplements can improve gut health.

مکمل‌های پروبیوتیک می‌توانند به بهبود سلامت روده کمک کنند.

many yogurts contain live probiotic cultures.

بسیاری از ماست‌ها حاوی کشت‌های زنده پروبیوتیک هستند.

probiotic foods are beneficial for digestion.

غذاهای پروبیوتیک برای گوارش مفید هستند.

she takes a probiotic every morning.

او هر روز صبح یک پروبیوتیک مصرف می‌کند.

probiotics may help reduce anxiety.

پروبیوتیک‌ها ممکن است به کاهش اضطراب کمک کنند.

incorporating probiotics into your diet can enhance immunity.

اضافه کردن پروبیوتیک به رژیم غذایی شما می‌تواند سیستم ایمنی را تقویت کند.

research shows probiotics can aid in weight management.

تحقیقات نشان می‌دهد پروبیوتیک‌ها می‌توانند به مدیریت وزن کمک کنند.

probiotic drinks are becoming increasingly popular.

نوشیدنی‌های پروبیوتیک به طور فزاینده‌ای محبوب در حال تبدیل شدن هستند.

some probiotics are effective against certain infections.

برخی از پروبیوتیک‌ها در برابر برخی از عفونت‌ها موثر هستند.

consult a doctor before starting probiotic therapy.

قبل از شروع درمان پروبیوتیک با پزشک مشورت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید