dailies

[ایالات متحده]/ˈdeɪliz/
[بریتانیا]/ˈdeɪliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روزنامه‌های منتشر شده روزانه؛ خدمتکاران غیر مسکونی

عبارات و ترکیب‌ها

daily updates

به‌روزرسانی‌های روزانه

daily news

اخبار روزانه

daily tasks

وظایف روزانه

daily routines

روتین‌های روزانه

daily reports

گزارش‌های روزانه

daily goals

اهداف روزانه

daily highlights

برجسته‌های روزانه

daily reflections

بازتاب‌های روزانه

daily summaries

خلاصه‌های روزانه

daily check-ins

گزارش‌وری‌های روزانه

جملات نمونه

she reads the dailies every morning.

او هر روز صبح روزنامه ها را می خواند.

the dailies reported on the latest news.

روزنامه ها در مورد آخرین اخبار گزارش دادند.

he enjoys writing dailies for his blog.

او از نوشتن روزنامه ها برای وبلاگ خود لذت می برد.

the dailies often cover local events.

روزنامه ها اغلب رویدادهای محلی را پوشش می دهند.

she has a subscription to several dailies.

او مشترک چندین روزنامه است.

reading the dailies keeps me informed.

خواندن روزنامه ها من را در جریان امور قرار می دهد.

he contributes articles to the dailies.

او مقالاتی برای روزنامه ها ارسال می کند.

the dailies are essential for understanding current affairs.

روزنامه ها برای درک اوضاع و احوال جاری ضروری هستند.

she clips interesting articles from the dailies.

او مقالات جالب را از روزنامه ها جدا می کند.

many people prefer digital dailies over printed ones.

بسیاری از مردم روزنامه های دیجیتال را به نسخه های چاپی ترجیح می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید