dairies

[ایالات متحده]/ˈdeəriːz/
[بریتانیا]/ˈdɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که شیر تولید می‌شود؛ فروشگاه‌هایی که محصولات لبنی می‌فروشند

عبارات و ترکیب‌ها

fresh dairies

لبنیات تازه

dairies products

محصولات لبنی

local dairies

لبنیات محلی

organic dairies

لبنیات ارگانیک

artisanal dairies

لبنیات سنتی

dairies farm

دامداری لبنی

dairies industry

صنعت لبنی

dairies supply

تامین لبنیات

dairies market

بازار لبنیات

dairies business

کسب و کار لبنی

جملات نمونه

many people enjoy reading dairies for personal insights.

بسیاری از افراد از خواندن دفترچه های شخصی برای به دست آوردن بینش های شخصی لذت می برند.

she keeps her dairies organized by date.

او دفترچه های خود را بر اساس تاریخ مرتب نگه می دارد.

his dairies reveal a lot about his thoughts and feelings.

دفترچه های او نشان دهنده بسیاری از افکار و احساسات او است.

writing dairies can be a therapeutic activity.

نوشتن دفترچه می تواند یک فعالیت درمانی باشد.

she often shares excerpts from her dairies with friends.

او اغلب قطعاتی از دفترچه های خود را با دوستانش به اشتراک می گذارد.

he started writing dairies during his travels.

او در طول سفر خود شروع به نوشتن دفترچه کرد.

her dairies document her journey through life.

دفترچه های او سفر او در زندگی را مستند می کند.

many authors draw inspiration from their old dairies.

بسیاری از نویسندگان از دفترچه های قدیمی خود الهام می گیرند.

keeping dairies helps improve writing skills.

نگهداری دفترچه به بهبود مهارت های نوشتاری کمک می کند.

he found comfort in writing his dairies every night.

او هر شب با نوشتن دفترچه های خود آرامش می یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید