dairyings

[ایالات متحده]/ˈdeəriɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdɛriɪŋz/

ترجمه

n. صنعت مربوط به تولید شیر و محصولات لبنی

عبارات و ترکیب‌ها

dairyings products

محصولات لبنی

dairyings industry

صنعت لبنی

dairyings farm

دامداری لبنی

dairyings consumption

مصرف لبنیات

dairyings alternatives

جایگزین‌های لبنی

dairyings nutrition

تغذیه لبنی

dairyings products list

لیست محصولات لبنی

dairyings farming

کشاورزی لبنی

dairyings supplies

تامینات لبنی

dairyings market

بازار لبنی

جملات نمونه

dairyings are essential for a balanced diet.

لبنیات برای یک رژیم غذایی متعادل ضروری هستند.

many people are lactose intolerant and avoid dairyings.

بسیاری از افراد به عدم تحمل لاکتوز مبتلا هستند و از مصرف لبنیات خودداری می کنند.

she enjoys various dairyings like cheese and yogurt.

او از انواع لبنیات مانند پنیر و ماست لذت می برد.

some dairyings can be high in fat.

برخی از لبنیات می توانند چربی بالایی داشته باشند.

he prefers plant-based alternatives to dairyings.

او جایگزین های گیاهی را به جای لبنیات ترجیح می دهد.

dairyings can be a source of calcium.

لبنیات می توانند منبع کلسیم باشند.

in many cultures, dairyings are a staple food.

در بسیاری از فرهنگ ها، لبنیات یک غذای اصلی هستند.

she learned to make her own dairyings at home.

او یاد گرفت که چگونه لبنیات خود را در خانه درست کند.

some recipes call for various dairyings as ingredients.

برخی از دستور العمل ها از انواع لبنیات به عنوان مواد تشکیل دهنده استفاده می کنند.

he is allergic to certain dairyings and must be careful.

او به برخی از لبنیات آلرژی دارد و باید مراقب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید