dairyings products
محصولات لبنی
dairyings industry
صنعت لبنی
dairyings farm
دامداری لبنی
dairyings consumption
مصرف لبنیات
dairyings alternatives
جایگزینهای لبنی
dairyings nutrition
تغذیه لبنی
dairyings products list
لیست محصولات لبنی
dairyings farming
کشاورزی لبنی
dairyings supplies
تامینات لبنی
dairyings market
بازار لبنی
dairyings are essential for a balanced diet.
لبنیات برای یک رژیم غذایی متعادل ضروری هستند.
many people are lactose intolerant and avoid dairyings.
بسیاری از افراد به عدم تحمل لاکتوز مبتلا هستند و از مصرف لبنیات خودداری می کنند.
she enjoys various dairyings like cheese and yogurt.
او از انواع لبنیات مانند پنیر و ماست لذت می برد.
some dairyings can be high in fat.
برخی از لبنیات می توانند چربی بالایی داشته باشند.
he prefers plant-based alternatives to dairyings.
او جایگزین های گیاهی را به جای لبنیات ترجیح می دهد.
dairyings can be a source of calcium.
لبنیات می توانند منبع کلسیم باشند.
in many cultures, dairyings are a staple food.
در بسیاری از فرهنگ ها، لبنیات یک غذای اصلی هستند.
she learned to make her own dairyings at home.
او یاد گرفت که چگونه لبنیات خود را در خانه درست کند.
some recipes call for various dairyings as ingredients.
برخی از دستور العمل ها از انواع لبنیات به عنوان مواد تشکیل دهنده استفاده می کنند.
he is allergic to certain dairyings and must be careful.
او به برخی از لبنیات آلرژی دارد و باید مراقب باشد.
dairyings products
محصولات لبنی
dairyings industry
صنعت لبنی
dairyings farm
دامداری لبنی
dairyings consumption
مصرف لبنیات
dairyings alternatives
جایگزینهای لبنی
dairyings nutrition
تغذیه لبنی
dairyings products list
لیست محصولات لبنی
dairyings farming
کشاورزی لبنی
dairyings supplies
تامینات لبنی
dairyings market
بازار لبنی
dairyings are essential for a balanced diet.
لبنیات برای یک رژیم غذایی متعادل ضروری هستند.
many people are lactose intolerant and avoid dairyings.
بسیاری از افراد به عدم تحمل لاکتوز مبتلا هستند و از مصرف لبنیات خودداری می کنند.
she enjoys various dairyings like cheese and yogurt.
او از انواع لبنیات مانند پنیر و ماست لذت می برد.
some dairyings can be high in fat.
برخی از لبنیات می توانند چربی بالایی داشته باشند.
he prefers plant-based alternatives to dairyings.
او جایگزین های گیاهی را به جای لبنیات ترجیح می دهد.
dairyings can be a source of calcium.
لبنیات می توانند منبع کلسیم باشند.
in many cultures, dairyings are a staple food.
در بسیاری از فرهنگ ها، لبنیات یک غذای اصلی هستند.
she learned to make her own dairyings at home.
او یاد گرفت که چگونه لبنیات خود را در خانه درست کند.
some recipes call for various dairyings as ingredients.
برخی از دستور العمل ها از انواع لبنیات به عنوان مواد تشکیل دهنده استفاده می کنند.
he is allergic to certain dairyings and must be careful.
او به برخی از لبنیات آلرژی دارد و باید مراقب باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید