dak

[ایالات متحده]/dæk/
[بریتانیا]/dæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ایستگاه پست; ایستگاه پست، تحویل نامه، خدمات پستی
Word Forms
جمعdaks

عبارات و ترکیب‌ها

big dak

داک بزرگ

little dak

داک کوچک

happy dak

داک خوشحال

cool dak

داک خفن

dark dak

داک تیره

fast dak

داک سریع

smart dak

داک باهوش

red dak

داک قرمز

green dak

داک سبز

old dak

داک پیر

جملات نمونه

he decided to take a day off to relax and dak.

او تصمیم گرفت یک روز مرخصی بگیرد تا استراحت کند و dak.

she loves to dak with her friends every weekend.

او عاشق dak با دوستانش در هر آخر هفته است.

after the meeting, we should dak about our next steps.

بعد از جلسه، باید در مورد مراحل بعدی خود dak کنیم.

it's important to dak your thoughts before making a decision.

قبل از تصمیم گیری مهم است که افکار خود را dak کنید.

they often dak over coffee in the mornings.

آنها اغلب در صبح ها در حالی که قهوه می خورند dak می کنند.

let's dak about the project details later.

بعداً در مورد جزئیات پروژه dak کنیم.

he likes to dak while walking in the park.

او دوست دارد در حالی که در پارک قدم می زند dak کند.

we should dak to resolve our differences.

ما باید برای حل اختلافات خود dak کنیم.

she enjoys dak about her travels with others.

او از صحبت کردن در مورد سفرهايش با دیگران لذت می برد.

they had a long dak about their future plans.

آنها مدت زیادی در مورد برنامه های آینده خود صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید