dakoits attack
حمله راهزنها
dakoits gang
گنگ راهزنها
dakoits leader
رهبر راهزنها
dakoits raid
حمله راهزنها
dakoits crime
جرم راهزنها
dakoits activity
فعالیت راهزنها
dakoits ring
شبکه راهزنها
dakoits operation
عملیات راهزنها
dakoits threat
تهدید راهزنها
dakoits victim
قربانی راهزنها
there are many dakoits in the area.
در این منطقه دزدان زیادی وجود دارند.
the police are trying to catch the dakoits.
پلیس در تلاش برای دستگیری دزدان است.
residents are worried about dakoits breaking into homes.
ساکنان نگران هستند که دزدان وارد خانهها شوند.
she was a victim of dakoits last year.
او سال گذشته قربانی دزدان شد.
they set up cameras to deter dakoits.
آنها دوربینهایی را برای جلوگیری از دزدان نصب کردند.
the dakoits stole valuable items from the store.
دزدان اقلام با ارزش را از مغازه دزدیدند.
local authorities are increasing patrols to prevent dakoits.
مقامات محلی برای جلوگیری از دزدان گشت زنی را افزایش می دهند.
witnesses reported seeing the dakoits escape in a car.
شاهدان گزارش دادند که دزدان سوار بر یک خودرو فرار کرده اند.
the community held a meeting to discuss dakoits.
جامعه یک جلسه برای بحث در مورد دزدان برگزار کرد.
he installed a security system to protect against dakoits.
او یک سیستم امنیتی برای محافظت در برابر دزدان نصب کرد.
dakoits attack
حمله راهزنها
dakoits gang
گنگ راهزنها
dakoits leader
رهبر راهزنها
dakoits raid
حمله راهزنها
dakoits crime
جرم راهزنها
dakoits activity
فعالیت راهزنها
dakoits ring
شبکه راهزنها
dakoits operation
عملیات راهزنها
dakoits threat
تهدید راهزنها
dakoits victim
قربانی راهزنها
there are many dakoits in the area.
در این منطقه دزدان زیادی وجود دارند.
the police are trying to catch the dakoits.
پلیس در تلاش برای دستگیری دزدان است.
residents are worried about dakoits breaking into homes.
ساکنان نگران هستند که دزدان وارد خانهها شوند.
she was a victim of dakoits last year.
او سال گذشته قربانی دزدان شد.
they set up cameras to deter dakoits.
آنها دوربینهایی را برای جلوگیری از دزدان نصب کردند.
the dakoits stole valuable items from the store.
دزدان اقلام با ارزش را از مغازه دزدیدند.
local authorities are increasing patrols to prevent dakoits.
مقامات محلی برای جلوگیری از دزدان گشت زنی را افزایش می دهند.
witnesses reported seeing the dakoits escape in a car.
شاهدان گزارش دادند که دزدان سوار بر یک خودرو فرار کرده اند.
the community held a meeting to discuss dakoits.
جامعه یک جلسه برای بحث در مورد دزدان برگزار کرد.
he installed a security system to protect against dakoits.
او یک سیستم امنیتی برای محافظت در برابر دزدان نصب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید