brigands

[ایالات متحده]/brɪɡənz/
[بریتانیا]/briɡəndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای یک باند دزدان؛ قانون‌شکنانی که مسافران را می‌دزدند یا به سکونتگاه‌ها حمله می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

brigand raids

حملات راهزنانه

brigands' lair

لانه راهزن‌ها

fight brigands

مبارزه با راهزن‌ها

brigand leader

رهبر راهزن‌ها

band of brigands

گروه راهزن‌ها

brigand attacks

حملات راهزن‌ها

hunt brigands

شکار راهزن‌ها

brigand spoils

غنیمت راهزن‌ها

escape brigands

فرار از راهزن‌ها

brigand ambush

کمین راهزن‌ها

جملات نمونه

the villagers were terrified of the brigands lurking in the forest.

روستاییان از غارتگران کمین کرده در جنگل می‌ترسیدند.

the brigands stole everything from the travelers.

غارتگران همه چیز را از مسافران دزدیدند.

the government is taking measures to combat the rise of brigands.

دولت در حال اتخاذ تدابیری برای مقابله با افزایش غارتگران است.

brigands often target isolated areas for their attacks.

غارتگران اغلب مناطق دورافتاده را به عنوان هدف حملات خود انتخاب می‌کنند.

local authorities are warning residents about the brigands.

مقامات محلی در مورد غارتگران به ساکنان هشدار می‌دهند.

the brigands were eventually captured by the police.

غارتگران در نهایت توسط پلیس دستگیر شدند.

stories of brigands have been passed down through generations.

داستان‌های مربوط به غارتگران نسل به نسل منتقل شده‌اند.

many brigands were once ordinary citizens driven to crime.

بسیاری از غارتگران زمانی شهروندان عادی بودند که به جرم کشیده شدند.

the brigands made a daring escape from the prison.

غارتگران با یک فرار جسورانه از زندان فرار کردند.

legends often portray brigands as romantic figures.

افسانه‌ها اغلب غارتگران را به عنوان چهره‌های رمانتیک به تصویر می‌کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید