daman

[ایالات متحده]/ˈdɑːmən/
[بریتانیا]/ˈdɑːmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پستاندار گیاه‌خوار کوچک مرتبط با هایراک، که در آفریقا و خاورمیانه یافت می‌شود
Word Forms
جمعdamen

عبارات و ترکیب‌ها

daman city

شهر دامان

daman beach

ساحل دامان

daman tourism

گردشگری دامان

daman resort

استراحتگاه دامان

daman culture

فرهنگ دامان

daman festival

جشنواره دامان

daman food

غذاهای دامان

daman history

تاریخ دامان

daman nightlife

زندگی شبانه دامان

daman attractions

جاذبه‌های دامان

جملات نمونه

she decided to daman her career goals.

او تصمیم گرفت اهداف شغلی خود را مدیریت کند.

he hopes to daman his skills through practice.

او امیدوار است مهارت های خود را از طریق تمرین مدیریت کند.

they need to daman their resources wisely.

آنها باید منابع خود را به طور عاقلانه مدیریت کنند.

it's important to daman your time effectively.

مدیریت موثر زمان مهم است.

she has learned to daman her emotions better.

او یاد گرفته است احساسات خود را بهتر مدیریت کند.

he can daman his finances with a budget.

او می تواند امور مالی خود را با بودجه مدیریت کند.

to succeed, you must daman your priorities.

برای موفقیت، شما باید اولویت های خود را مدیریت کنید.

they are trying to daman their expectations.

آنها سعی می کنند انتظارات خود را مدیریت کنند.

we should daman our energy levels during the project.

ما باید سطح انرژی خود را در طول پروژه مدیریت کنیم.

he plans to daman his health through exercise.

او قصد دارد سلامتی خود را از طریق ورزش مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید