damask

[ایالات متحده]/'dæməsk/
[بریتانیا]/'dæməsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پارچه با الگو که در آن بافته شده است، معمولاً با گل‌ها یا طرح‌های دیگر؛ پارچه‌ای با بافتی صاف و ظاهری براق
adj. مربوط به پارچه دمشقی یا شبیه به رنگ آن، معمولاً سایه‌ای از صورتی
vt. ایجاد یک الگو بر روی پارچه در حین بافتن آن
vi. بافتن یک الگو بر روی پارچه

عبارات و ترکیب‌ها

damask fabric

پارچه دمشق

damask pattern

الگوی دمشق

جملات نمونه

flowers damask the fragrant seat.

گل‌های دمشق، جایگاه خوشبو.

Examples of fabrics woven by Jacquard techniques include damask, tapestry, brocade, brocatelle, and some bedspread fabrics.

نمونه هایی از پارچه های بافته شده با تکنیک های ژاکارد عبارتند از دمشک، گلیم، پارچه ابریشم بافت، بروکاتل و برخی از پارچه های لحاف.

Floor Length Evening Gown ------ This gown is made from brown silkete damask and white artificial sheepskin, creating a contrast in texture.

لباس شبانه تمام قد ------ این لباس از ابریشم دمشک قهوه‌ای و چرم گوسفند مصنوعی سفید تهیه شده و کنتراست بافتی ایجاد می‌کند.

Computer simulation demonstrate that the proposed algorithm can adapt to the identification of several different kinds of fabric as woven, stockinet, damask and mesh fabric.

شبیه سازی کامپیوتری نشان می دهد که الگوریتم پیشنهادی می تواند با انواع مختلف پارچه ها به عنوان بافته شده، استوکینه، دمشق و پارچه مش سازگار شود.

She decorated the dining room with a damask tablecloth.

او اتاق غذاخوری را با یک رومیزی دمشق تزئین کرد.

The bride wore a beautiful damask gown on her wedding day.

عروس در روز عروسی خود یک لباس دمشق زیبا پوشید.

The hotel room was furnished with damask curtains.

اتاق هتل با پرده های دمشق مبلاغ شده بود.

The damask wallpaper added elegance to the living room.

کاغذ دیواری دمشق ظرافت را به اتاق نشیمن اضافه کرد.

The damask pattern on the china plates was exquisite.

الگوی دمشق روی بشقاب های چینی بسیار زیبا بود.

She bought a set of damask napkins for the dinner party.

او یک مجموعه سوهان دمشق برای مهمانی شام خرید.

The upholstery on the antique chair featured a damask fabric.

روکش صندلی آنتیک دارای پارچه دمشق بود.

The luxurious hotel suite had a damask bedspread.

سوییت لوکس هتل دارای روتختی دمشق بود.

The damask design on the wallpaper gave the room a sophisticated look.

طرح دمشق روی کاغذ دیواری به اتاق ظاهری باوقار بخشید.

She chose a damask fabric for the curtains in her bedroom.

او برای پرده های اتاق خواب خود پارچه دمشق انتخاب کرد.

نمونه‌های واقعی

There was a wide damask covered divan in a shadowy corner, like a casting couch.

در گوشه‌ای تاریک، یک دیوان با روکش دِمِسک عریض وجود داشت که شبیه یک تخت استراحت بود.

منبع: Goodbye, My Love (Part 1)

A flower was in her right hand, and her left clasped an enamelled collar of white and damask roses.

یک گل در دست راست او بود و دست چپش یک گردنبند مینا کاری شده از گل‌های دِمِسک و سفید را در بر گرفته بود.

منبع: The Picture of Dorian Gray

Now if we're going with the damask for the settee, then I strongly suggest that we do the couch in the chenille.

حالا اگر می‌خواهیم برای صندلی از دِمِسک استفاده کنیم، به شدت پیشنهاد می‌کنم که مبل را با چنیل انجام دهیم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

Some of those marked G. H. T. were Dutch damask of the old kind, exquisitely fine; none were like them now.

برخی از آنهایی که با G. H. T. مشخص شده بودند، دِمِسک هلندی از نوع قدیمی بودند، بسیار ظریف؛ هیچکدام مانند آنها نیستند.

منبع: South and North (Middle)

We went past her into a rather narrow room with several handsome oval mirrors and gray period furniture upholstered in blue damask.

ما از کنار او گذشتیم و وارد یک اتاق نسبتاً باریک با چندین آینه بیضی زیبا و مبلمان دوره خاکستری با روکش دِمِسک آبی شدیم.

منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 2)

Mr. Spence, with a darkening brow, brought his fist down emphatically on the damask. " I'll thank you not to blaspheme, my son" !

آقای اسپنس، با ابروهای تیره، مشت خود را به شدت روی دِمِسک فرود آورد. " از شما می‌خواهم که به بی احترامی نکنید، پسرم!"

منبع: People and Ghosts (Part 2)

When all the pillars were dressed in damask, five enormous bouquets of feathers had to be placed on the great baldachin above the grand altar.

وقتی همه ستون‌ها با دِمِسک پوشانده شدند، پنج دسته گل عظیم‌الجثه پر باید روی سایه‌بان بزرگ بالای محراب باشکوه قرار داده می‌شدند.

منبع: The Red and the Black (Part Two)

There were painted white chairs, with gilding and wreaths on them, and some lingering red silk damask with slits in it.

صندلی‌های سفید رنگی وجود داشتند که با طلاکاری و تاج گل تزئین شده بودند و همچنین مقداری دِمِسک ابریشمی قرمز رنگ با شکاف در آن وجود داشت.

منبع: Middlemarch (Part One)

At the first glance, Phoebe saw an elderly personage, in an old-fashioned dressing-gown of faded damask, and wearing his gray or almost white hair of an unusual length.

در نگاه اول، فیوبی شخص سالخوری را دید که یک روپوش قدیمی به سبک قدیمی از دِمِسک رنگ‌باخته پوشیده بود و موهای خاکستری یا تقریباً سفیدش با طول غیرمعمولی بود.

منبع: Seven-angled Tower (Part 1)

The dull-gold damask draperies which had covered the arching French windows at the back of the room were missing, and only the remnants of the lace curtains remained, clean but obviously mended.

پرده‌های دِمِسک طلایی کم‌رنگ که پنجره‌های فرانسوی قوسی شکل در پشت اتاق را پوشانده بودند، وجود نداشتند و فقط بقایای پرده‌های گیپور باقی مانده بود، تمیز اما به وضوح تعمیر شده.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید