damming

[ایالات متحده]/ˈdæmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdæmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ساخت یک سد؛ مسدودی که توسط یک سد ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

damming effects

اثرات سدسازی

damming operations

عملیات سدسازی

damming projects

پروژه‌های سدسازی

damming strategies

استراتژی‌های سدسازی

damming techniques

تکنیک‌های سدسازی

damming measures

اقدامات سدسازی

damming systems

سیستم‌های سدسازی

damming policies

خط‌مشی‌های سدسازی

damming solutions

راهکارهای سدسازی

damming impacts

تاثیرات سدسازی

جملات نمونه

the damming of the river caused significant ecological changes.

تغییرات اکولوژیکی قابل توجهی ناشی از سدسازی رودخانه بود.

damming can help control flooding in low-lying areas.

سدسازی می تواند به کنترل سیل در مناطق پست کمک کند.

the government is considering damming the lake for hydroelectric power.

دولت در حال بررسی سدسازی دریاچه برای تولید برق هیدروالکتریک است.

environmentalists are opposed to the damming of natural waterways.

فعالیت های زیست محیطی با سدسازی آبراهه های طبیعی مخالف هستند.

damming the stream may disrupt local wildlife habitats.

سدسازی جریان ممکن است زیستگاه های حیات وحش محلی را مختل کند.

many communities rely on damming for their water supply.

بسیاری از جوامع برای تأمین آب خود به سدسازی متکی هستند.

the damming project faced opposition from local residents.

پروژه سدسازی با مخالفت ساکنان محلی روبرو شد.

after damming, the landscape of the valley changed dramatically.

پس از سدسازی، چشم انداز دره به طور چشمگیری تغییر کرد.

they are studying the effects of damming on fish migration.

آنها در حال بررسی اثرات سدسازی بر مهاجرت ماهی هستند.

proponents argue that damming is essential for energy production.

طرفداران استدلال می کنند که سدسازی برای تولید انرژی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید