danaides

[ایالات متحده]/ˈdænəɪdz/
[بریتانیا]/ˈdænəɪdz/

ترجمه

n. پنجاه دختر دناوس در اسطوره‌های یونان

عبارات و ترکیب‌ها

danaides curse

نفرت داناïdes

danaides punishment

مجازات داناïdes

danaides task

وظیفه داناïdes

danaides myth

افسانه داناïdes

danaides story

داستان داناïdes

danaides legend

افسانه داناïdes

danaides water

آب داناïdes

danaides fate

سرنوشت داناïdes

danaides tale

قصه‌ی داناïdes

جملات نمونه

she decided to danaides her plans for the weekend.

او تصمیم گرفت برنامه‌های آخر هفته خود را به تعویق بیاندازد.

he often danaides his responsibilities at work.

او اغلب مسئولیت‌های خود را در محل کار به تعویق می‌اندازد.

they danaides the meeting due to scheduling conflicts.

آنها به دلیل تداخل در برنامه ریزی، جلسه را به تعویق انداختند.

it's easy to danaides important decisions when under pressure.

وقتی تحت فشار هستند، تصمیمات مهم را به تعویق انداختن آسان است.

she tends to danaides her feelings instead of expressing them.

او معمولاً احساسات خود را به جای بیان آنها به تعویق می‌اندازد.

we should not danaides the impact of climate change.

ما نباید تأثیر تغییرات آب و هوایی را نادیده بگیریم.

he always danaides his health by eating junk food.

او همیشه با خوردن غذای ناسالم سلامتی خود را به تعویق می‌اندازد.

they danaides their relationship issues instead of addressing them.

آنها به جای رسیدگی به مشکلات رابطه خود، آنها را به تعویق انداختند.

she can't danaides her passion for painting any longer.

او نمی تواند اشتیاق خود را به نقاشی بیشتر نادیده بگیرد.

we must not danaides the importance of education.

ما نباید اهمیت آموزش را نادیده بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید