danaides curse
نفرت داناïdes
danaides punishment
مجازات داناïdes
danaides task
وظیفه داناïdes
danaides myth
افسانه داناïdes
danaides story
داستان داناïdes
danaides legend
افسانه داناïdes
danaides water
آب داناïdes
danaides fate
سرنوشت داناïdes
danaides tale
قصهی داناïdes
she decided to danaides her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را به تعویق بیاندازد.
he often danaides his responsibilities at work.
او اغلب مسئولیتهای خود را در محل کار به تعویق میاندازد.
they danaides the meeting due to scheduling conflicts.
آنها به دلیل تداخل در برنامه ریزی، جلسه را به تعویق انداختند.
it's easy to danaides important decisions when under pressure.
وقتی تحت فشار هستند، تصمیمات مهم را به تعویق انداختن آسان است.
she tends to danaides her feelings instead of expressing them.
او معمولاً احساسات خود را به جای بیان آنها به تعویق میاندازد.
we should not danaides the impact of climate change.
ما نباید تأثیر تغییرات آب و هوایی را نادیده بگیریم.
he always danaides his health by eating junk food.
او همیشه با خوردن غذای ناسالم سلامتی خود را به تعویق میاندازد.
they danaides their relationship issues instead of addressing them.
آنها به جای رسیدگی به مشکلات رابطه خود، آنها را به تعویق انداختند.
she can't danaides her passion for painting any longer.
او نمی تواند اشتیاق خود را به نقاشی بیشتر نادیده بگیرد.
we must not danaides the importance of education.
ما نباید اهمیت آموزش را نادیده بگیریم.
danaides curse
نفرت داناïdes
danaides punishment
مجازات داناïdes
danaides task
وظیفه داناïdes
danaides myth
افسانه داناïdes
danaides story
داستان داناïdes
danaides legend
افسانه داناïdes
danaides water
آب داناïdes
danaides fate
سرنوشت داناïdes
danaides tale
قصهی داناïdes
she decided to danaides her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را به تعویق بیاندازد.
he often danaides his responsibilities at work.
او اغلب مسئولیتهای خود را در محل کار به تعویق میاندازد.
they danaides the meeting due to scheduling conflicts.
آنها به دلیل تداخل در برنامه ریزی، جلسه را به تعویق انداختند.
it's easy to danaides important decisions when under pressure.
وقتی تحت فشار هستند، تصمیمات مهم را به تعویق انداختن آسان است.
she tends to danaides her feelings instead of expressing them.
او معمولاً احساسات خود را به جای بیان آنها به تعویق میاندازد.
we should not danaides the impact of climate change.
ما نباید تأثیر تغییرات آب و هوایی را نادیده بگیریم.
he always danaides his health by eating junk food.
او همیشه با خوردن غذای ناسالم سلامتی خود را به تعویق میاندازد.
they danaides their relationship issues instead of addressing them.
آنها به جای رسیدگی به مشکلات رابطه خود، آنها را به تعویق انداختند.
she can't danaides her passion for painting any longer.
او نمی تواند اشتیاق خود را به نقاشی بیشتر نادیده بگیرد.
we must not danaides the importance of education.
ما نباید اهمیت آموزش را نادیده بگیریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید