dantons

[ایالات متحده]/dænˈtɒnz/
[بریتانیا]/dænˈtɑːnz/

ترجمه

n. رهبر انقلاب فرانسه (۱۷۵۹-۱۷۹۴)

عبارات و ترکیب‌ها

dantons legacy

میراث دانتون

dantons revolution

انقلاب دانتون

dantons influence

تاثیر دانتون

dantons ideas

ایده های دانتون

dantons role

نقش دانتون

dantons vision

چشم انداز دانتون

dantons philosophy

فلسفه دانتون

dantons supporters

طرفداران دانتون

dantons policies

خط مشی های دانتون

dantons speech

سخنرانی دانتون

جملات نمونه

he is known for his dantons in the art community.

او به خاطر دنتون‌هایش در جامعه هنری شناخته شده است.

many people admire the dantons of famous painters.

بسیاری از مردم آثار دنتون نقاشان مشهور را تحسین می‌کنند.

the museum features a collection of dantons from the 19th century.

موزه دارای مجموعه‌ای از دنتون‌های قرن نوزدهم است.

she has a unique style that reflects her dantons.

او سبک منحصر به فردی دارد که بازتاب دهنده دنتون‌های او است.

his dantons are characterized by vibrant colors.

دنتون‌های او با رنگ‌های زنده مشخص می‌شوند.

collectors often seek rare dantons for their galleries.

کلکسیونرها اغلب به دنبال دنتون‌های کمیاب برای گالری‌های خود هستند.

the artist's latest dantons have received critical acclaim.

آخرین دنتون‌های هنرمند مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است.

she studied the techniques used in creating dantons.

او تکنیک‌های مورد استفاده در ایجاد دنتون‌ها را مطالعه کرد.

his passion for dantons drives his artistic journey.

اشتیاق او به دنتون‌ها مسیر هنری او را هدایت می‌کند.

they organized an exhibition showcasing contemporary dantons.

آنها یک نمایشگاه برای معرفی دنتون‌های معاصر برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید