braces

[ایالات متحده]/[ˈbreɪs]/
[بریتانیا]/[ˈbreɪs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.supports used to prevent something from collapsing; braces; a close, intimate embrace; in mathematics, curly brackets { }
v.to support or strengthen; shore up; to hold closely in an embrace; to prepare meat by rubbing with salt and spices
n. از پایه‌ها برای جلوگیری از فروپاشی؛ ساپورت‌ها؛ آغوش نزدیک و صمیمی؛ در ریاضیات، براکت‌های {}
v. از حمایت یا تقویت؛ ایجاد تکیه‌گاه؛ در آغوش گرفتن نزدیک؛ آماده کردن گوشت با مالش نمک و ادویه‌ها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید