dasheen

[ایالات متحده]/dæˈʃiːn/
[بریتانیا]/dæˈʃin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(=تارو) نوعی سبزی ریشه‌ای که به‌طور معمول به‌عنوان تارو شناخته می‌شود؛ ریشه خوراکی گیاه دَشین

عبارات و ترکیب‌ها

dasheen soup

سوپ دَشین

dasheen chips

چیپس دَشین

dasheen mash

ماش دَشین

dasheen pie

پای دَشین

dasheen salad

سالاد دَشین

dasheen curry

کِری دَشین

dasheen fries

سیب‌زمینی سرخ‌کرده دَشین

dasheen stew

خورش دَشین

dasheen bread

نان دَشین

dasheen dessert

دسر دَشین

جملات نمونه

dasheen is a popular ingredient in caribbean cuisine.

داشین یک ماده محبوب در آشپزی کارائیب است.

many people enjoy making dasheen chips as a snack.

بسیاری از مردم از درست کردن چیپس داشین به عنوان یک میان وعده لذت می برند.

dasheen can be boiled, baked, or fried.

داشین را می توان آب پز کرد، پخت یا سرخ کرد.

in some cultures, dasheen is used in traditional dishes.

در برخی فرهنگ ها، داشین در غذاهای سنتی استفاده می شود.

growing dasheen requires well-drained soil.

کشت داشین به خاک با زهکشی خوب نیاز دارد.

dasheen is rich in carbohydrates and nutrients.

داشین سرشار از کربوهیدرات و مواد مغذی است.

people often use dasheen in soups and stews.

مردم اغلب از داشین در سوپ ها و غذاهای آبکی استفاده می کنند.

dasheen can be a great substitute for potatoes.

داشین می تواند جایگزین خوبی برای سیب زمینی باشد.

some recipes call for mashed dasheen as a side dish.

برخی از دستور العمل ها نیاز به پوره داشین به عنوان یک غذای جانبی دارند.

dasheen is often featured in festive meals.

داشین اغلب در وعده های غذایی جشن مورد استفاده قرار می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید