dassies

[ایالات متحده]/ˈdæsi/
[بریتانیا]/ˈdæsi/

ترجمه

n. پستانداری گیاه‌خوار و کوتاه‌قد و متراکم از آفریقا و خاورمیانه، که به عنوان هایراک نیز شناخته می‌شود؛ هایراک

عبارات و ترکیب‌ها

rock dassie

سنگ داشی

dassie habitat

زیستگاه داشی

dassie behavior

رفتار داشی

dassie family

خانواده داشی

dassie colony

کلونی داشی

dassie diet

رژیم غذایی داشی

dassie sighting

مشاهده داشی

dassie population

جمعیت داشی

dassie fur

موهای داشی

dassie conservation

حفظ و نگهداری داشی

جملات نمونه

did you see the dassie at the zoo?

آیا شما گراز صخره را در باغ وحش دیدید؟

the dassie is a small, herbivorous mammal.

گراز صخره یک پستاندار کوچک گیاهخوار است.

we spotted a dassie sunbathing on the rocks.

ما یک گراز صخره را در حال آفتاب گرفتن روی صخره‌ها دیدیم.

many people find dassies to be cute animals.

بسیاری از مردم گراز صخره‌ها را حیوانات بامزه می‌دانند.

the dassie's closest relatives are elephants and manatees.

نزدیک‌ترین خویشاوندان گراز صخره فیل‌ها و نیلوگردهای دریایی هستند.

in some regions, dassies are known as rock hyraxes.

در برخی مناطق، گراز صخره‌ها به نام گراز صخره شناخته می‌شوند.

we learned about the dassie's habitat in biology class.

ما در کلاس زیست‌شناسی در مورد زیستگاه گراز صخره یاد گرفتیم.

dassies communicate with each other through vocalizations.

گراز صخره‌ها از طریق صداها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

seeing a dassie in the wild is a rare treat.

دیدن یک گراز صخره در طبیعت یک اتفاق نادر است.

the dassie's diet consists mainly of grass and leaves.

رژیم غذایی گراز صخره عمدتاً از چمن و برگ‌ها تشکیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید