dastards are here
دزدان اینجای هستند
those dastards
آن دزدان
you dastards
شما دزدان
dastards at work
دزدان در حال کار هستند
dastards in disguise
دزدان در نقش نمایشی
no more dastards
دیگر دزدانی وجود ندارد
dastards will pay
دزدان مجازات خواهند شد
dastards among us
دزدان در میان ما هستند
dastards unite
دزدان متحد شوید
watch out dastards
مراقب دزدان باشید
those dastards tricked me into believing their lies.
آن دزدان قلب من را فریب دادند تا باور کنم دروغهایشان را.
it's hard to believe that such dastards exist in this world.
سخت است باور کنیم که چنین دزدان قلبی در این دنیا وجود دارند.
we should stand up against those dastards who exploit others.
ما باید در برابر آن دزدان قلبی که دیگران را استثمار میکنند، ایستادگی کنیم.
the dastards stole my idea and claimed it as their own.
آن دزدان قلب ایده من را دزدیدند و آن را به عنوان ایده خود معرفی کردند.
he called them dastards for their cruel behavior.
او به دلیل رفتار وحشیانهشان آنها را دزدان قلب نامید.
don't trust those dastards; they will betray you.
به آن دزدان قلب اعتماد نکنید؛ آنها شما را فریب خواهند داد.
even the dastards can have a moment of kindness.
حتی آن دزدان قلب هم میتوانند لحظهای مهربانی داشته باشند.
they were dastards, hiding behind false pretenses.
آنها دزدان قلب بودند، پشت نقاب دروغ پنهان شده بودند.
those dastards will get what they deserve in the end.
آن دزدان قلب در نهایت آنچه شایستهشان است را به دست خواهند آورد.
he vowed to expose the dastards who cheated the community.
او قول داد آن دزدان قلبی را که با جامعه کلک زدند، افشا کند.
dastards are here
دزدان اینجای هستند
those dastards
آن دزدان
you dastards
شما دزدان
dastards at work
دزدان در حال کار هستند
dastards in disguise
دزدان در نقش نمایشی
no more dastards
دیگر دزدانی وجود ندارد
dastards will pay
دزدان مجازات خواهند شد
dastards among us
دزدان در میان ما هستند
dastards unite
دزدان متحد شوید
watch out dastards
مراقب دزدان باشید
those dastards tricked me into believing their lies.
آن دزدان قلب من را فریب دادند تا باور کنم دروغهایشان را.
it's hard to believe that such dastards exist in this world.
سخت است باور کنیم که چنین دزدان قلبی در این دنیا وجود دارند.
we should stand up against those dastards who exploit others.
ما باید در برابر آن دزدان قلبی که دیگران را استثمار میکنند، ایستادگی کنیم.
the dastards stole my idea and claimed it as their own.
آن دزدان قلب ایده من را دزدیدند و آن را به عنوان ایده خود معرفی کردند.
he called them dastards for their cruel behavior.
او به دلیل رفتار وحشیانهشان آنها را دزدان قلب نامید.
don't trust those dastards; they will betray you.
به آن دزدان قلب اعتماد نکنید؛ آنها شما را فریب خواهند داد.
even the dastards can have a moment of kindness.
حتی آن دزدان قلب هم میتوانند لحظهای مهربانی داشته باشند.
they were dastards, hiding behind false pretenses.
آنها دزدان قلب بودند، پشت نقاب دروغ پنهان شده بودند.
those dastards will get what they deserve in the end.
آن دزدان قلب در نهایت آنچه شایستهشان است را به دست خواهند آورد.
he vowed to expose the dastards who cheated the community.
او قول داد آن دزدان قلبی را که با جامعه کلک زدند، افشا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید