datacommunications

[ایالات متحده]//ˌdeɪtəkəˌmjuːnɪˈkeɪʃənz//
[بریتانیا]//ˌdeɪtəkəˌmjuːnɪˈkeɪʃənz//

ترجمه

n. انتقال و دریافت داده‌ها به وسیله الکترونیکی بین کامپیوترها یا دستگاه‌های دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

datacommunications network

شبکه ارتباط داده

datacommunications system

سیستم ارتباط داده

datacommunications technology

فناوری ارتباط داده

datacommunications equipment

تجهیزات ارتباط داده

datacommunications protocol

پروتکل ارتباط داده

datacommunications infrastructure

بنیادنی ارتباط داده

datacommunications industry

صنعت ارتباط داده

datacommunications field

میدان ارتباط داده

datacommunications course

دوره ارتباط داده

datacommunications engineer

مهندس ارتباط داده

جملات نمونه

the new data communications protocol significantly increased network throughput.

پروتکل جدید ارتباط داده‌ها به طور قابل توجهی ظرفیت شبکه را افزایش داد.

reliable data communications channels are essential for real-time financial transactions.

کانال‌های ارتباط داده‌های قابل اعتماد برای انجام معاملات مالی آنی ضروری هستند.

the engineer explained the complex data communications theory to the students.

مهندس به دانشجویان نظریه پیچیده ارتباط داده‌ها را توضیح داد.

we need to upgrade the data communications infrastructure to support 5g.

ما نیاز داریم تا زیرساخت‌های ارتباط داده‌ها را به‌روز کنیم تا 5G را پشتیبانی کنند.

advanced data communications technology allows for faster satellite uplinks.

فناوری پیشرفته ارتباط داده‌ها امکان اتصال ماهواره‌ای سریع‌تر را فراهم می‌کند.

fiber optics has revolutionized the speed of data communications globally.

فیبر نوری به سرعت ارتباط داده‌ها در سراسر جهان انقلابی ایجاد کرده است.

robust data communications security is vital to prevent cyber attacks.

امنیت ارتباط داده‌های قوی برای جلوگیری از حملات سایبری حیاتی است.

the textbook covers the fundamentals of data communications and networking.

این کتاب درسی به مبانی ارتباط داده‌ها و شبکه‌پردازی می‌پردازد.

our data communications system suffered a catastrophic failure last night.

سیستم ارتباط داده‌های ما شب گذشته دچار خرابی فاجعه‌بار شد.

specialized data communications equipment is required for this deep-sea mission.

برای این مأموریت دریایی عمیق، تجهیزات ویژه ارتباط داده‌ها لازم است.

manufacturing automation relies heavily on industrial data communications standards.

اتوماسیون تولید به طور چشمگیری به استانداردهای ارتباط داده‌های صنعتی وابسته است.

the data communications network connects all our international branch offices.

شبکه ارتباط داده‌ها تمامی دفاتر فروشگاهی بین‌المللی ما را به هم متصل می‌کند.

encryption is a critical component of secure data communications.

رمزگذاری یکی از اجزای حیاتی ارتباط داده‌های امن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید