datalogger

[ایالات متحده]/ˈdeɪtəˌlɒɡə/
[بریتانیا]/ˈdeɪtəˌlɔɡər/

ترجمه

n. ثبت‌کننده داده؛ دستگاه جمع‌آوری داده؛ دستگاه ثبت داده
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

datalogger system

سیستم دیتالوژر

datalogger software

نرم‌افزار دیتالوژر

datalogger device

دستگاه دیتالوژر

datalogger module

ماژول دیتالوژر

datalogger setup

پیکربندی دیتالوژر

datalogger calibration

کالیبراسیون دیتالوژر

datalogger interface

رابط کاربری دیتالوژر

datalogger output

خروجی دیتالوژر

datalogger programming

برنامه‌نویسی دیتالوژر

datalogger maintenance

نگهداری دیتالوژر

جملات نمونه

the engineer connected the datalogger to the sensor.

مهندس دATALOGGER را به سنسور متصل کرد.

we need to configure the datalogger before use.

قبل از استفاده باید دATALOGGER را تنظیم کنیم.

this portable datalogger is suitable for field studies.

این دATALOGGER قابل حمل برای مطالعات میدانی مناسب است.

the battery life of the datalogger lasts for one month.

عمر باتری دATALOGGER یک ماه است.

please download the data from the datalogger.

لطفا داده ها را از دATALOGGER دانلود کنید.

the datalogger recorded the temperature every ten minutes.

دATALOGGER دما را هر ده دقیقه ثبت کرد.

calibrate the datalogger to ensure accurate measurements.

برای اطمینان از اندازه گیری دقیق دATALOGGER را کالیبره کنید.

the wireless datalogger sends real-time updates.

دATALOGGER بی سیم به روز رسانی لحظه ای ارسال می کند.

store the datalogger in a dry environment.

دATALOGGER را در محیط خشک نگه دارید.

the datalogger memory is almost full.

حافظه دATALOGGER تقریبا پر است.

connect the datalogger to your computer via usb.

دATALOGGER را از طریق USB به کامپیوتر خود متصل کنید.

they installed a waterproof datalogger outside the building.

آنها یک دATALOGGER ضد آب را خارج از ساختمان نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید