daunts

[ایالات متحده]/dɔːnts/
[بریتانیا]/dɔnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را کمتر مطمئن یا بیشتر ترساندن

عبارات و ترکیب‌ها

daunts me

من را می‌ترساند

daunts us

ما را می‌ترساند

daunts them

آنها را می‌ترساند

daunts others

دیگران را می‌ترساند

daunting task

وظیفه دشوار

daunting challenge

چالش دشوار

daunting prospect

دیدگاه دشوار

daunting experience

تجربه دشوار

daunts my confidence

اعتماد به نفس من را می‌ترساند

daunts his spirit

روحیه او را می‌ترساند

جملات نمونه

the challenges of the project do not daunt her.

چالش‌های پروژه او را نگران نمی‌کند.

he was daunted by the complexity of the task.

او از پیچیدگی وظیفه احساس ترس می‌کرد.

don't let the difficulties daunt your spirit.

نگذارید سختی‌ها روحیه شما را درهم بشکنند.

she felt daunted but decided to try anyway.

او احساس ترس کرد اما تصمیم گرفت به هر حال امتحان کند.

his intimidating presence can daunt even the bravest.

حضور ترسناک او می‌تواند حتی شجاع‌ترین افراد را نیز بترساند.

they were daunted by the sheer size of the task ahead.

آنها از بزرگی وظیفه پیش رو احساس ترس کردند.

do not be daunted by the initial setbacks.

نگذارید پس‌رفت‌های اولیه شما را بترسانند.

her confidence helped to daunt any doubts.

اعتماد به نفس او به سرکوب هرگونه تردید کمک کرد.

even the toughest challenges cannot daunt his determination.

حتی سخت‌ترین چالش‌ها نمی‌توانند اراده او را درهم بشکنند.

he refused to be daunted by criticism.

او از ترسیدن از انتقاد امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید