daunts me
من را میترساند
daunts us
ما را میترساند
daunts them
آنها را میترساند
daunts others
دیگران را میترساند
daunting task
وظیفه دشوار
daunting challenge
چالش دشوار
daunting prospect
دیدگاه دشوار
daunting experience
تجربه دشوار
daunts my confidence
اعتماد به نفس من را میترساند
daunts his spirit
روحیه او را میترساند
the challenges of the project do not daunt her.
چالشهای پروژه او را نگران نمیکند.
he was daunted by the complexity of the task.
او از پیچیدگی وظیفه احساس ترس میکرد.
don't let the difficulties daunt your spirit.
نگذارید سختیها روحیه شما را درهم بشکنند.
she felt daunted but decided to try anyway.
او احساس ترس کرد اما تصمیم گرفت به هر حال امتحان کند.
his intimidating presence can daunt even the bravest.
حضور ترسناک او میتواند حتی شجاعترین افراد را نیز بترساند.
they were daunted by the sheer size of the task ahead.
آنها از بزرگی وظیفه پیش رو احساس ترس کردند.
do not be daunted by the initial setbacks.
نگذارید پسرفتهای اولیه شما را بترسانند.
her confidence helped to daunt any doubts.
اعتماد به نفس او به سرکوب هرگونه تردید کمک کرد.
even the toughest challenges cannot daunt his determination.
حتی سختترین چالشها نمیتوانند اراده او را درهم بشکنند.
he refused to be daunted by criticism.
او از ترسیدن از انتقاد امتناع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید