davidians

[ایالات متحده]/dəˈvɪdiənz/
[بریتانیا]/dəˈvɪdiənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع Davidian؛ شخصی که نام خانوادگی داودیان دارد (اصل فرانسوی یا ایتالیایی)

جملات نمونه

the branch davidians lived in a remote compound in texas.

دیویدیان در یک محوطه دورافتاده در تگزاس زندگی می‌کردند.

fbi agents surrounded the davidians' compound in 1993.

کاراگاهان اف‌بی‌آی در سال ۱۹۹۳ محوطه دیویدیان را احاطه کردند.

the davidians refused to leave their compound for weeks.

دیویدیان به مدت هفته‌ها از ترک محوطه خود انکار کردند.

david koresh was the leader of the davidians.

دیوید کورش رهبر دیویدیان بود.

many davidians died in the waco siege.

بیشتر دیویدیان در حمله واقعه واقو کشته شدند.

the davidians practiced unusual religious beliefs.

دیویدیان باورهای دینی غیرمعمولی را دنبال می‌کردند.

children were among the davidians trapped inside.

کودکان در میان دیویدیانی بودند که در داخل محوطه گرفتار شده بودند.

negotiators tried to communicate with the davidians.

مذاکره‌کنندگان سعی کردند با دیویدیان ارتباط برقرار کنند.

the davidians stockpiled weapons in their compound.

دیویدیان سلاح‌های خود را در محوطه خود ذخیره می‌کردند.

the tragedy shocked the nation and the davidians community.

این فاجعه کشور و جامعه دیویدیان را شوکه کرد.

investigators examined the remains of the davidians compound.

تحقیقات کنندگان باقی‌مانده‌های محوطه دیویدیان را بررسی کردند.

some davidians survived the deadly fire.

برخی از دیویدیان در آتش سوزی مرگ‌بار زنده ماندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید