daystars

[ایالات متحده]/ˈdeɪstɑː/
[بریتانیا]/ˈdeɪstɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ستاره صبح، که اغلب به سیاره زهره اشاره دارد

عبارات و ترکیب‌ها

daystar rising

روزستاره در حال ظهور

daystar shining

روزستاره در حال تابش

daystar light

نور روزستاره

daystar glow

درخشش روزستاره

daystar dawn

طلوع روزستاره

daystar beauty

زیبایی روزستاره

daystar guide

راهنمای روزستاره

daystar warmth

گرمی روزستاره

daystar hope

امید روزستاره

daystar vision

چشم انداز روزستاره

جملات نمونه

the daystar rose over the horizon, signaling the start of a new day.

ستارهٔ روز بر فراز افق طلوع کرد و آغاز یک روز جدید را نشان داد.

many cultures worship the daystar as a symbol of life and energy.

فرهنگ‌های بسیاری ستارهٔ روز را به عنوان نمادی از زندگی و انرژی می‌پرستند.

the daystar's light brightened the entire landscape.

نور ستارهٔ روز کل منظره را روشن کرد.

as the daystar set, the sky transformed into a canvas of colors.

همچون ستارهٔ روز غروب می‌کرد، آسمان به بومرنگی از رنگ‌ها تبدیل شد.

she felt a sense of peace as the daystar shone down on her.

وقتی نور ستارهٔ روز بر او می‌تابید، احساس آرامش کرد.

the ancient texts often refer to the daystar in their poetry.

در متون باستانی، اغلب به ستارهٔ روز در شعرها اشاره می‌شود.

photographers love to capture the daystar at dawn and dusk.

عکاسان عاشق ثبت تصاویر ستارهٔ روز در سپیده دم و هنگام غروب هستند.

in mythology, the daystar is often associated with gods and creation.

در اساطیر، ستارهٔ روز اغلب با خدایان و آفرینش مرتبط است.

the daystar's warmth brought life back to the frozen earth.

گرماي ستارهٔ روز زندگی را به زمین یخ‌زده بازگرداند.

people gathered to watch the daystar rise on the summer solstice.

مردم برای تماشای طلوع ستارهٔ روز در انقلاب تابستانی گرد هم آمدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید