de-motorization

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈmɒtərɪzəʃən]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈmɒtərɪzəʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند کاهش یا حذف استفاده از خودروهای موتوری در یک منطقه یا سیستم خاص؛ یک سیاست یا استراتژی با هدف کاهش وابستگی به خودروها و ترویج روش‌های حمل و نقل جایگزین؛ عمل حذف یک موتور از یک خودرو یا دستگاه.

عبارات و ترکیب‌ها

de-motorization efforts

تلاش‌های دی‌موتوریزاسیون

promoting de-motorization

تبلیغ دی‌موتوریزاسیون

de-motorization policy

سیاست دی‌موتوریزاسیون

urban de-motorization

دی‌موتوریزاسیون شهری

supporting de-motorization

حمایت از دی‌موتوریزاسیون

de-motorization zones

منطقه‌های دی‌موتوریزاسیون

encouraging de-motorization

تشویق به دی‌موتوریزاسیون

de-motorization initiative

اینیشیاتیو دی‌موتوریزاسیون

planning de-motorization

برنامه‌ریزی دی‌موتوریزاسیون

impact of de-motorization

تأثیر دی‌موتوریزاسیون

جملات نمونه

the city is exploring the potential benefits of de-motorization for improved air quality.

شهر در حال بررسی مزایای پتانسیل دی-موتوریزاسیون برای بهبود کیفیت هواست.

de-motorization initiatives often involve promoting cycling and walking infrastructure.

اقدامات دی-موتوریزاسیون معمولاً شامل ترویج زیرساخت‌های پیاده روی و رانندگی با دوچرخه می‌شود.

a significant challenge of de-motorization is changing commuter behavior.

یک چالش قابل توجه در دی-موتوریزاسیون تغییر رفتار حمل و نقل کنندگان است.

the long-term goal of the de-motorization plan is to create more livable streets.

هدف بلند مدت برنامه دی-موتوریزاسیون ایجاد خیابان‌های زیباتر است.

de-motorization can lead to quieter neighborhoods and reduced traffic congestion.

دی-موتوریزاسیون می‌تواند مناطق آرام‌تر و کاهش ترافیک را به دنبال داشته باشد.

public transportation is a key component of successful de-motorization strategies.

حمل و نقل عمومی یکی از اجزای کلیدی استراتژی‌های موفق دی-موتوریزاسیون است.

the government is incentivizing de-motorization through subsidies for electric bikes.

دولت با تشویق‌هایی مانند تخفیف‌های دوچرخه‌های الکتریکی دی-موتوریزاسیون را تشویق می‌کند.

de-motorization policies require careful planning and community engagement.

سیاست‌های دی-موتوریزاسیون نیاز به برنامه‌ریزی دقیق و مشارکت جامعه دارند.

the impact of de-motorization on local businesses needs to be considered.

تأثیر دی-موتوریزاسیون بر کسب و کارهای محلی باید مورد توجه قرار گیرد.

gradual de-motorization is often preferred over abrupt restrictions on car use.

دی-موتوریزاسیون تدریجی معمولاً به جای محدودیت‌های ناگهانی استفاده از خودرو مورد ترجیح قرار می‌گیرد.

de-motorization can contribute to a more sustainable and pedestrian-friendly urban environment.

دی-موتوریزاسیون می‌تواند به محیط شهری پایدارتر و دوست‌دار پیاده‌روی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید