church deacons
کشیشان کلیسا
deacons meeting
جلسه کشیشان
deacons roles
وظایف کشیشان
deacons duties
مسئولیتهای کشیشان
deacons board
هیئت مدیره کشیشان
deacons ministry
خدمات کشیشان
deacons training
آموزش کشیشان
deacons service
خدمات کشیشان
deacons support
حمایت از کشیشان
deacons appointment
انتصاب کشیشان
the deacons organized a charity event for the community.
راهبان یک رویداد خیریه برای جامعه ترتیب دادند.
deacons play an important role in the church.
راهبان نقش مهمی در کلیسا ایفا می کنند.
many deacons volunteer their time to help others.
بسیاری از راهبان وقت خود را به کمک به دیگران اختصاص می دهند.
the deacons assisted in the church service last sunday.
راهبان در pelayanan کلیسا در روز یکشنبه کمک کردند.
our church is looking for new deacons to join the team.
کلیسای ما به دنبال راهبان جدید برای پیوستن به تیم است.
deacons often visit the sick and elderly members.
راهبان اغلب از بیماران و اعضای مسن دیدار می کنند.
the deacons held a meeting to discuss community outreach.
راهبان یک جلسه برای بحث در مورد خدمات به جامعه برگزار کردند.
deacons are responsible for various church duties.
راهبان مسئولیت وظایف مختلف کلیسا را بر عهده دارند.
training programs for new deacons are essential.
برنامه های آموزشی برای راهبان جدید ضروری هستند.
deacons provide support to the pastor and congregation.
راهبان از کشیش و جمعيت کلیسا حمایت می کنند.
church deacons
کشیشان کلیسا
deacons meeting
جلسه کشیشان
deacons roles
وظایف کشیشان
deacons duties
مسئولیتهای کشیشان
deacons board
هیئت مدیره کشیشان
deacons ministry
خدمات کشیشان
deacons training
آموزش کشیشان
deacons service
خدمات کشیشان
deacons support
حمایت از کشیشان
deacons appointment
انتصاب کشیشان
the deacons organized a charity event for the community.
راهبان یک رویداد خیریه برای جامعه ترتیب دادند.
deacons play an important role in the church.
راهبان نقش مهمی در کلیسا ایفا می کنند.
many deacons volunteer their time to help others.
بسیاری از راهبان وقت خود را به کمک به دیگران اختصاص می دهند.
the deacons assisted in the church service last sunday.
راهبان در pelayanan کلیسا در روز یکشنبه کمک کردند.
our church is looking for new deacons to join the team.
کلیسای ما به دنبال راهبان جدید برای پیوستن به تیم است.
deacons often visit the sick and elderly members.
راهبان اغلب از بیماران و اعضای مسن دیدار می کنند.
the deacons held a meeting to discuss community outreach.
راهبان یک جلسه برای بحث در مورد خدمات به جامعه برگزار کردند.
deacons are responsible for various church duties.
راهبان مسئولیت وظایف مختلف کلیسا را بر عهده دارند.
training programs for new deacons are essential.
برنامه های آموزشی برای راهبان جدید ضروری هستند.
deacons provide support to the pastor and congregation.
راهبان از کشیش و جمعيت کلیسا حمایت می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید