deadbaits

[ایالات متحده]/ˈdɛdˌbeɪts/
[بریتانیا]/ˈdɛdˌbeɪts/

ترجمه

n. جمع deadbait؛ کرم ماهیگیری غیرزنده.

عبارات و ترکیب‌ها

using deadbaits

استفاده از دیادبایت‌ها

deadbaits only

فقط دیادبایت‌ها

with deadbaits

همراه با دیادبایت‌ها

deadbaits work

دیادبایت‌ها کار می‌کنند

deadbaits fishing

مچوق با دیادبایت‌ها

fresh deadbaits

دیادبایت‌های تازه

large deadbaits

دیادبایت‌های بزرگ

deadbaits for pike

دیادبایت‌های مناسب برای پیک

best deadbaits

بهترین دیادبایت‌ها

deadbaits are effective

دیادبایت‌ها مؤثر هستند

جملات نمونه

anglers often use deadbaits to catch pike.

گاهی کاربرد گوشت‌های مرده برای جذب ماهی‌های پیک انجام می‌شود.

deadbaits are effective for winter fishing.

گوشت‌های مرده در صید ماهی در فصل زمستان موثر هستند.

fresh deadbaits attract larger fish.

گوشت‌های مرده تازه ماهی‌های بزرگ‌تر را جذب می‌کنند.

many fishermen prefer deadbaits over lures.

بسیاری از صیادان به جای وسایل جذب، گوشت‌های مرده را ترجیح می‌دهند.

deadbaits can be stored in a cool place.

گوشت‌های مرده می‌توانند در یک جای خنک نگهداری شوند.

the use of deadbaits requires proper handling.

استفاده از گوشت‌های مرده نیاز به دست‌اندازی مناسب دارد.

some lakes have restrictions on deadbaits.

برخی از دریاچه‌ها محدودیت‌هایی در مورد گوشت‌های مرده دارند.

deadbaits work best in cold water.

گوشت‌های مرده در آب سرد بهتر کار می‌کنند.

we bought deadbaits from the local bait shop.

ما گوشت‌های مرده را از فروشگاه محلی خریداری کردیم.

experienced anglers know how to thread deadbaits.

صیادان با تجربه می‌دانند که چگونه گوشت‌های مرده را نخ کنند.

deadbaits should be kept fresh until use.

گوشت‌های مرده تا زمان استفاده باید تازه نگهداری شوند.

the fish struck the deadbaits aggressively.

ماهی‌ها با حمله‌ای شدید به گوشت‌های مرده حمله کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید