carrion

[ایالات متحده]/ˈkæriən/
[بریتانیا]/ˈkæriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت فاسد شده حیوانات مرده
adj. پوسیده; متعفن; تغذیه کننده از لاشه; فاسد; فاسد شده

جملات نمونه

The vultures were feasting on the carrion of a deer.

شاهین‌ها در حال خوردن جسد یک گوزن بودند.

Carrion flies are attracted to decaying flesh.

مگس‌های گوشت‌خوار به گوشت در حال پوسیدگی جذب می‌شوند.

The smell of carrion filled the air near the abandoned carcass.

بوی تعفن جسد هوا را در نزدیکی جسد رها شده پر کرد.

Crows are often seen scavenging for carrion.

غافلها اغلب دیده می‌شوند که برای یافتن جسد به دنبال آن می‌گردند.

The scavenger beetles were devouring the carrion left by the predator.

گلوتنه‌های جمع‌آوری‌کننده جسد در حال خوردن جسدی بودند که توسط شکارچی رها شده بود.

Carrion can attract a variety of scavengers in the wild.

جسد می‌تواند انواع مختلفی از جمع‌آوری‌کنندگان را در طبیعت جذب کند.

After a few days, the carrion was reduced to bones.

پس از چند روز، جسد به استخوان کاهش یافت.

The stench of carrion lingered in the forest.

بوی تعفن جسد در جنگل ماندگار بود.

Carrion plays a crucial role in the ecosystem by recycling nutrients.

جسد نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کند، زیرا مواد مغذی را بازیافت می‌کند.

Wild dogs are known to scavenge for carrion to survive.

سگ‌های وحشی به دلیل بقا برای زنده ماندن به دنبال جسد می‌گردند.

نمونه‌های واقعی

Where there is carrion, there are usually scavengers.

جایی که اجساد وجود دارد، معمولاً حیوانات زنده خوری نیز وجود دارند.

منبع: The Economist - Technology

That's right. You are nothing more than carrion...

درسته. شما چیزی بیشتر از یک جسد نیستید...

منبع: Lost Girl Season 4

During winter, even eagles rely almost entirely on carrion.

در طول زمستان، حتی شاهین‌ها تا حد زیادی به اجساد متکی هستند.

منبع: Earth's Pulse Season 2 (Original Soundtrack)

A strong sense of smell helps locate carrion or live prey.

حس بویایی قوی به یافتن اجساد یا طعمه زنده کمک می کند.

منبع: Encyclopedia of Nature

They feed on small birds and mammals, but are also carrion eaters.

آنها از پرندگان و پستانداران کوچک تغذیه می کنند، اما همچنین گوشتخوار اجساد هستند.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Casualties of the cold provide the hunter with a ready supply of carrion.

جوانامردی که در اثر سرما تلف می شوند، منبع آماده ای از اجساد برای شکارچی فراهم می کنند.

منبع: Nordic Wild Style Chronicles

It's likely to starve unless it can find carrion or at least berries.

احتمال دارد گرسنه شود مگر اینکه بتواند اجساد یا حداقل توت ها را پیدا کند.

منبع: Nordic Wild Style Chronicles

The Norrey hawked and spat. " As well make peace with wolves and carrion crows" .

نوری سرفه کرد و تف کرد. "همانقدر با گرگ ها و کلاغ های زنده خور صلح کنید."

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

Led by his super sensitive nose, his long limbs carry him many miles a day in search of carrion.

با هدایت بینی فوق العاده حساسش، اندام بلندش او را هر روز به مسافت های طولانی در جستجوی اجساد می برد.

منبع: North American Great Plains - Wild New World

Another study suggested that carrion crows, already well-known for their brains, are aware of what they see and do.

یک مطالعه دیگر نشان داد که کلاغ های زنده خور، که از قبل به خاطر مغزشان شناخته شده اند، از آنچه می بینند و انجام می دهند آگاه هستند.

منبع: "Science" Magazine (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید