deafnesses

[ایالات متحده]/ˈdɛf.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈdɛf.nəs.ɪz/

ترجمه

n. وضعیت ناتوانی در شنیدن

عبارات و ترکیب‌ها

multiple deafnesses

کرنش‌های متعدد

congenital deafnesses

کرنش‌های مادرزادی

progressive deafnesses

کرنش‌های پیشرونده

temporary deafnesses

کرنش‌های موقتی

sensorineural deafnesses

کرنش‌های حساسی-عصبی

acquired deafnesses

کرنش‌های اکتسابی

bilateral deafnesses

کرنش‌های دوطرفه

unilateral deafnesses

کرنش‌های یکطرفه

profound deafnesses

کرنش‌های شدید

جملات نمونه

many people live with various deafnesses.

بسیاری از افراد با انواع مختلف ناشنوایی زندگی می کنند.

deafnesses can affect communication skills.

ناشنوایی می تواند بر مهارت های ارتباطی تأثیر بگذارد.

there are different types of deafnesses recognized by audiologists.

نوع مختلفی از ناشنوایی وجود دارد که توسط شنوایی سنجان تشخیص داده می شود.

early intervention can help manage deafnesses.

مداخله زودهنگام می تواند به مدیریت ناشنوایی کمک کند.

support groups can assist individuals with deafnesses.

گروه های حمایتی می توانند به افراد دارای ناشنوایی کمک کنند.

deafnesses can be congenital or acquired.

ناشنوایی می تواند مادرزادی یا اکتسابی باشد.

technology has improved the lives of those with deafnesses.

فناوری زندگی افراد دارای ناشنوایی را بهبود بخشیده است.

understanding different deafnesses is crucial for educators.

درک انواع مختلف ناشنوایی برای معلمان بسیار مهم است.

deafnesses may require specialized educational approaches.

ناشنوایی ممکن است نیاز به رویکردهای آموزشی تخصصی داشته باشد.

awareness of deafnesses can promote inclusivity in society.

آگاهی از ناشنوایی می تواند فراگیری را در جامعه ترویج کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید