deamination

[ایالات متحده]/ˌdiːəˈmiːneɪʃən/
[بریتانیا]/ˌdiːəˈmiːneɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حذف یک گروه آمینی از یک مولکول؛ فرآیند دهیدراسیون؛ فرآیند حذف یک گروه آمینی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deamination reaction

واکنش دآمیناسیون

deamination process

فرآیند دآمیناسیون

deamination enzyme

آنزیم دآمیناسیون

deamination pathway

مسیر دآمیناسیون

deamination rate

نرخ دآمیناسیون

deamination activity

فعالیت دآمیناسیون

deamination site

محل دآمیناسیون

deamination product

محصول دآمیناسیون

deamination assay

آزمایش دآمیناسیون

deamination effect

اثر دآمیناسیون

جملات نمونه

deamination is a crucial process in amino acid metabolism.

دزامیناسیون یک فرآیند حیاتی در متابولیسم اسیدهای آمینه است.

the deamination of amino acids produces ammonia.

دزامیناسیون اسیدهای آمینه باعث تولید آمونیا می‌شود.

researchers study deamination to understand metabolic pathways.

محققان دزامیناسیون را برای درک مسیرهای متابولیکی مطالعه می‌کنند.

deamination can affect the nitrogen balance in the body.

دزامیناسیون می‌تواند بر تعادل نیتروژن در بدن تأثیر بگذارد.

enzymes play a vital role in the process of deamination.

آنزیم‌ها نقش حیاتی در فرآیند دزامیناسیون ایفا می‌کنند.

deamination is essential for the elimination of excess nitrogen.

دزامیناسیون برای دفع نیتروژن اضافی ضروری است.

understanding deamination helps in developing new therapies.

درک دزامیناسیون به توسعه درمان‌های جدید کمک می‌کند.

deamination can lead to the formation of different metabolites.

دزامیناسیون می‌تواند منجر به تشکیل متابولیت‌های مختلف شود.

inhibiting deamination can be a strategy for drug design.

مهار دزامیناسیون می‌تواند یک استراتژی برای طراحی دارو باشد.

deamination occurs in various biological systems.

دزامیناسیون در سیستم‌های بیولوژیکی مختلف رخ می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید