deaneries

[ایالات متحده]/dɪˈnəriz/
[بریتانیا]/dɪˈnɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (UK) ناحیه‌ای تحت صلاحیت یک کشیش روستایی؛ مقام یا موقعیت یک کشیش در یک کالج؛ محل سکونت یک کشیش

عبارات و ترکیب‌ها

local deaneries

سرپرستی‌های محلی

regional deaneries

سرپرستی‌های منطقه‌ای

diocesan deaneries

سرپرستی‌های حوزه‌ای

academic deaneries

سرپرستی‌های علمی

multiple deaneries

سرپرستی‌های متعدد

church deaneries

سرپرستی‌های کلیسا

support deaneries

سرپرستی‌های پشتیبانی

collaborative deaneries

سرپرستی‌های مشارکتی

parish deaneries

سرپرستی‌های پارکی

administrative deaneries

سرپرستی‌های اداری

جملات نمونه

the deaneries of the university are responsible for academic affairs.

دانشجردی‌های دانشگاه مسئول امور علمی هستند.

each deanery has its own budget and resources.

هر دانشکده بودجه و منابع خاص خود را دارد.

she was appointed head of one of the deaneries.

او به عنوان رئیس یکی از دانشکده‌ها منصوب شد.

deaneries often collaborate on interdisciplinary projects.

دانشکده‌ها اغلب در پروژه‌های بین رشته‌ای همکاری می‌کنند.

the deaneries are holding a meeting next week.

دانشکده‌ها هفته آینده جلسه‌ای برگزار می‌کنند.

students can apply for funding through their respective deaneries.

دانشجویان می‌توانند برای دریافت بودجه از طریق دانشکده‌های مربوطه درخواست دهند.

the deaneries play a vital role in faculty recruitment.

دانشکده‌ها نقش مهمی در استخدام اساتید ایفا می‌کنند.

communication between deaneries is essential for program success.

ارتباط بین دانشکده‌ها برای موفقیت برنامه ضروری است.

she works closely with the deaneries to improve student services.

او برای بهبود خدمات دانشجویی به طور نزدیک با دانشکده‌ها همکاری می‌کند.

each deanery has its own unique challenges and opportunities.

هر دانشکده چالش‌ها و فرصت‌های خاص خود را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید