deathrate

[ایالات متحده]/[ˈdeθræt]/
[بریتانیا]/[ˈdɛθreɪt]/

ترجمه

n. تعداد مرگ و میر در هر هزار نفر از جمعیت در طول یک سال؛ یک نسبت که نشان دهنده تعداد مرگ و میر در واحد جمعیت است؛ فراوانی مرگ و میر در یک جمعیت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high deathrate

نرخ بالای مرگ و میر

deathrate decline

کاهش نرخ مرگ و میر

reducing deathrate

کاهش نرخ مرگ و میر

infant deathrate

نرخ مرگ و میر نوزادان

deathrate increased

افزایش نرخ مرگ و میر

overall deathrate

نرخ مرگ و میر کلی

analyzing deathrates

تجزیه و تحلیل نرخ های مرگ و میر

regional deathrate

نرخ مرگ و میر منطقه ای

impact on deathrate

تاثیر بر نرخ مرگ و میر

current deathrate

نرخ مرگ و میر فعلی

جملات نمونه

the country's deathrate has significantly decreased in recent years.

نرخ مرگ و میر کشور در سال های اخیر به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

a high birthrate can sometimes offset a relatively high deathrate.

نرخ بالای زاد و ولد گاهی می تواند اثر یک نرخ مرگ و میر نسبتاً بالا را جبران کند.

researchers are studying factors that influence the overall deathrate.

محققان در حال بررسی عواملی هستند که بر نرخ مرگ و میر کلی تأثیر می گذارند.

the deathrate among infants is a key indicator of public health.

نرخ مرگ و میر نوزادان شاخص مهمی از سلامت عمومی است.

improved sanitation and healthcare contribute to a lower deathrate.

بهبود بهداشت و مراقبت های بهداشتی به کاهش نرخ مرگ و میر کمک می کند.

the aging population is contributing to a rising deathrate in some regions.

جمعیت پیر و مسن در حال کمک به افزایش نرخ مرگ و میر در برخی مناطق است.

comparing deathrates across different countries provides valuable insights.

مقایسه نرخ های مرگ و میر در کشورهای مختلف بینش های ارزشمندی ارائه می دهد.

the deathrate due to heart disease remains a major public health concern.

نرخ مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی همچنان یک نگرانی اصلی بهداشتی است.

government policies aim to reduce the deathrate from preventable diseases.

سیاست های دولتی بر کاهش نرخ مرگ و میر ناشی از بیماری های قابل پیشگیری متمرکز است.

a declining deathrate can lead to population growth and demographic shifts.

کاهش نرخ مرگ و میر می تواند منجر به رشد جمعیت و تغییرات جمعیتی شود.

the deathrate in developing countries is often higher than in developed nations.

نرخ مرگ و میر در کشورهای در حال توسعه اغلب بیشتر از کشورهای توسعه یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید