debridements

[ایالات متحده]/dɪˈbriːdmənts/
[بریتانیا]/dɪˈbridmənts/

ترجمه

n. حذف بافت مرده، آسیب دیده یا آلوده از زخم برای تسریع بهبودی.

عبارات و ترکیب‌ها

surgical debridements

پارچه‌برداری جراحی

wound debridements

پارچه‌برداری از زخم

multiple debridements

چندین پارچه‌برداری

serial debridements

پارچه‌برداری‌های متوالی

sharp debridements

پارچه‌برداری‌های تیز

debridement of wounds

پارچه‌برداری از زخم‌ها

eschar debridements

پارچه‌برداری از پوست مرده

debridements were performed

پارچه‌برداری انجام شد

debridements required

پارچه‌برداری مورد نیاز است

aggressive debridements

پارچه‌برداری‌های فعالانه

جملات نمونه

surgical debridements are essential for removing necrotic tissue from chronic wounds.

تخریب جراحی برای حذف بافت مرده از زخم‌های مزمن ضروری است.

regular wound debridements help prevent infection and promote healing.

تخریب منظم زخم‌ها به پیشگیری از عفونت و تسریع بهبود کمک می‌کند.

the surgeon recommended multiple debridements to ensure complete tissue removal.

جراح تعدادی از تخریب‌های بافتی را توصیه کرد تا اطمینان حاصل شود که تمام بافت‌ها حذف می‌شوند.

sharp debridements provide immediate results but require local anesthesia.

تخریب‌های تیز نتایج فوری ارائه می‌دهند اما نیاز به анестزی موضعی دارند.

enzymatic debridements use topical agents to break down dead tissue.

تخریب‌های آنزیماتیک از عوامل موضعی برای تجزیه بافت مرده استفاده می‌کنند.

mechanical debridements involve irrigation and dressing changes to clean wounds.

تخریب‌های مکانیکی شامل شستشو و تغییر پانسمان برای پاک کردن زخم‌ها می‌شود.

the frequency of debridements depends on the wound's healing progress.

تعداد تخریب‌ها به پیشرفت بهبود زخم بستگی دارد.

aggressive debridements may be necessary for severely infected wounds.

برای زخم‌های شدیداً عفونی ممکن است تخریب‌های فعالانه لازم باشد.

conservative debridements minimize tissue damage while still removing debris.

تخریب‌های مهربانانه آسیب به بافت را کاهش می‌دهند در حالی که باز هم باقی مانده‌ها را حذف می‌کنند.

the care plan includes scheduled debridements every three days.

طرح مراقبت شامل تخریب‌های برنامه‌ریزی شده هر سه روز یک بار است.

hydrocolloid dressings can function as autolytic debridements.

پانسمان‌های هیدروکلوئید می‌توانند به عنوان تخریب‌های اوتولیتیک عمل کنند.

diabetic patients often require more frequent debridements due to poor healing.

بیماران دیابتی اغلب نیاز به تخریب‌های بیشتری دارند به دلیل بهبود ضعیف.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید