debunks

[ایالات متحده]/dɪˈbʌŋks/
[بریتانیا]/dɪˈbʌŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. افشای نادرستی یک باور یا ادعا

عبارات و ترکیب‌ها

debunks myths

رد باورهای غلط

debunks rumors

رد شایعات

debunks claims

رد ادعاها

debunks theories

رد نظریه‌ها

debunks lies

رد دروغ‌ها

debunks beliefs

رد باورها

debunks ideas

رد ایده‌ها

debunks misconceptions

رد تصورات غلط

debunks stereotypes

رد کلیشه‌ها

جملات نمونه

the documentary debunks several myths about climate change.

مستند چندین افسانه در مورد تغییرات آب و هوایی را رد می‌کند.

the scientist's research debunks the common belief that vaccines cause autism.

تحقیقات دانشمند، باور رایج مبنی بر اینکه واکسن‌ها باعث اوتیسم می‌شوند را رد می‌کند.

her article debunks the idea that all fats are bad for health.

مقاله او این ایده را که همه چربی‌ها برای سلامتی مضر هستند، رد می‌کند.

the book debunks the myths surrounding ancient civilizations.

کتاب افسانه‌های مربوط به تمدن‌های باستانی را رد می‌کند.

he debunks the conspiracy theories with solid evidence.

او با استفاده از شواهد قوی، نظریه‌های توطئه را رد می‌کند.

the comedian's routine often debunks stereotypes in a humorous way.

اجرای کمدین اغلب به روشی طنزآمیز، کلیشه‌ها را رد می‌کند.

the article debunks the myth that humans only use 10% of their brains.

مقاله افسانه اینکه انسان‌ها تنها ۱۰ درصد از مغز خود را استفاده می‌کنند، را رد می‌کند.

documentaries often debunk popular misconceptions in society.

مستندها اغلب تصورات غلط رایج در جامعه را رد می‌کنند.

the researcher debunks the theory with new findings.

محقق با یافته‌های جدید، این نظریه را رد می‌کند.

his speech debunks the myths about renewable energy sources.

سخنرانی او، افسانه‌های مربوط به منابع انرژی تجدیدپذیر را رد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید