corrects

[ایالات متحده]/kəˈrɛkts/
[بریتانیا]/kəˈrɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را درست یا دقیق کردن؛ اصلاح یا بهبود یک قطعه کار

عبارات و ترکیب‌ها

corrects mistakes

تصحیح اشتباهات

corrects errors

تصحیح خطاها

corrects behavior

تصحیح رفتار

corrects course

تصحیح مسیر

corrects information

تصحیح اطلاعات

corrects problems

تصحیح مشکلات

corrects inaccuracies

تصحیح نادرستی‌ها

corrects issues

تصحیح مسائل

corrects mistakes quickly

به سرعت اشتباهات را تصحیح می‌کند

corrects misunderstandings

تصحیح سوء تفاهم‌ها

جملات نمونه

the teacher corrects the students' mistakes.

معلم اشتباهات دانش‌آموزان را تصحیح می‌کند.

he corrects his colleagues during meetings.

او همکاران خود را در طول جلسات تصحیح می‌کند.

the software corrects spelling errors automatically.

نرم‌افزار به‌طور خودکار غلط‌های املایی را تصحیح می‌کند.

she corrects her posture while sitting.

او وضعیت بدنش را در هنگام نشستن تصحیح می‌کند.

the editor corrects the manuscript before publication.

ویراستار دست‌نویس را قبل از انتشار تصحیح می‌کند.

he often corrects his own work after review.

او اغلب پس از بررسی، کار خود را تصحیح می‌کند.

the app corrects grammar mistakes in real-time.

برنامه اشتباهات دستوری را در زمان واقعی تصحیح می‌کند.

the manager corrects the team's direction if needed.

مدیر در صورت نیاز، مسیر تیم را تصحیح می‌کند.

she corrects her children when they misbehave.

او وقتی بچه‌هایش بدرفتار می‌کنند، آن‌ها را تصحیح می‌کند.

the coach corrects players' techniques during practice.

مربی تکنیک‌های بازیکنان را در طول تمرین تصحیح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید